۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۰۰

کارشناس ایتالیایی: دیپلماسی آمریکا در قبال ایران با حسن نیت همراه نیست

کارشناس ایتالیایی: دیپلماسی آمریکا در قبال ایران با حسن نیت همراه نیست

تحلیلگر ایتالیایی معتقد است دیپلماسی آمریکا در قبال ایران با حسن نیت و صداقت همراه نیست و همین خود بخشی از روند تشدید تنش برای اقدامات نظامی بیشتر است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل- محدثه پاکروان: آمریکا و رژیم صهیونیستی همزمان در ۲۸فوریه ( ۹ اسفند) تجاوز نظامی علیه ایران را آغاز کردند که طی آن بیت رهبری، مراکز هسته‌ای، نظامی و غیرنظامی در سراسر کشورمان هدف قرار گرفت. این اقدام با پاسخ فوری و مستمر نیروهای مسلح ایران علیه منافع آمریکا و رژیم‌صهیونیستی در منطقه مواجه شد. در نتیجه این جنگ، حداقل سه هزار و ۳۷۵ نفر شهید شدند که بخش قابل توجهی از آنها را غیرنظامیان تشکیل می‌دهند.

پس از هفته‌ها درگیری، یک آتش‌بس شکننده دو هفته‌ای با میانجی‌گری پاکستان برقرار شد که از ۱۰ آوریل اجرایی شد و تهران آن را بر اساس چارچوب صلح ۱۰ بندی خود «پیروزی ایران» توصیف کرد. با این حال، مذاکرات مستقیم بعدی در اسلام‌آباد میان هیأت‌های ایرانی و آمریکایی به ریاست جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، پس از ۲۱ ساعت در ۱۲ آوریل بدون دستیابی به توافق صلح پایان یافت. منابع ایرانی «خواسته‌های بیش از حد» واشنگتن درباره تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای ایران را عامل اصلی اختلافات عنوان کردند.

برای روشن‌تر شدن ابعاد این جنگ، خبرگزاری مهر با «جولیو کیناپی»، تحلیلگر سیاسی ایتالیایی و پژوهشگر مرکز مطالعات مدیترانه و اوراسیا(CeSEM)، گفت‌وگو کرده است.

متن کامل این گفتگو در ادامه می‌آید:

گزارش‌های مستندی از حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی به مناطق مسکونی و مراکز درمانی منتشر شده است. به‌ویژه حمله هوایی به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب که به کشته شدن بیش از ۱۶۰ نفر، عمدتاً کودکان، انجامید. از منظر حقوق بین‌الملل، جامعه جهانی و نهادهایی مانند دیوان کیفری بین‌المللی چگونه باید ادعای غیرقانونی بودن چنین حملاتی را در چارچوب الگوی گسترده‌تر حملات به اهداف غیرنظامی، از جمله سایت‌های متعدد ثبت‌شده میراث فرهنگی ارزیابی کنند؟

حمله به مدرسه میناب نباید به‌عنوان یک «خطای» منفرد و جدا از سایر موارد ارزیابی شود. این حمله به‌شدت تکان‌دهنده بوده و بیشتر قربانیان دختران دانش‌آموز ۷ تا ۱۲ ساله بوده‌اند. سازمان دیده‌بان حقوق بشر نیز این حمله را بخشی از یک درگیری مسلحانه گسترده‌تر دانسته که در آن مدارس، مراکز درمانی، منازل و دیگر اهداف غیرنظامی مورد حمله قرار گرفته‌اند.

از منظر حقوق بین‌الملل، وقتی چنین حادثه‌ای در چارچوب یک الگوی گسترده از حملات به اهداف غیرنظامی قرار می‌گیرد، پرسش‌های اصلی حقوقی به اصول تفکیک، تناسب، اتخاذ تدابیر احتیاطی ممکن و مسئولیت فرماندهی مربوط می‌شود، نه صرفاً اینکه آیا می‌توان یک حمله را پس از وقوع «اشتباه» نامید یا خیر. استدلال «خطا» پایان بررسی نیست، بلکه آغاز بررسی عمیق‌تری درباره فرآیند هدف‌گیری، اطلاعات مورد استفاده، میزان قابل پیش‌بینی بودن تلفات غیرنظامی و اینکه آیا مقامات ارشد نظامی یا غیرنظامی به‌طور عمدی یا با بی‌احتیاطی عمل کرده‌اند، محسوب می‌شود.

این موضوع درباره حملات به میراث فرهنگی نیز صدق می‌کند؛ یونسکو اعلام کرده چهار سایت میراث جهانی ایران در جریان جنگ آسیب دیده‌اند و اساسنامه رم، حملات عمدی به اماکن آموزشی، مذهبی، هنری، علمی یا بناهای تاریخی را می‌تواند در زمره جنایات جنگی قرار دهد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌طور علنی تهدید کرده بود که «یک تمدن کامل نابود خواهد شد» و ائتلاف نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز هدف قرار دادن پل‌ها، نیروگاه‌ها و خطوط راه‌آهن را تأیید کرده است. هنگامی که یک مقام ارشد آمریکایی از نابودی یک تمدن کهن سخن می‌گوید و هم‌زمان زیرساخت‌های حیاتی برای بقای غیرنظامیان به‌صورت سیستماتیک تخریب می‌شود، این گفتار و اقدامات چگونه ممنوعیت‌های کنوانسیون‌های ژنو درباره مجازات جمعی و حمله به زیرساخت های ضروری برای حیات غیرنظامیان را تضعیف می‌کند؟

اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه «یک تمدن کامل امشب نابود خواهد شد» در کنار تهدیدهای دیگر او علیه پل‌ها و نیروگاه‌ها، از نظر حقوقی و سیاسی بی‌طرفانه نیست. دیده‌بان حقوق بشر اشاره می‌کند که اظهارات مقامات ارشد به‌خودی‌خود الزاماً جنایت جنگی محسوب نمی‌شود، اما می‌تواند در صورت وقوع حملات غیرقانونی، شواهد مهمی از قصد مجرمانه باشد. همچنین این سازمان تأکید دارد که در صورت وجود ارتباط کافی میان اظهارات و اقدامات بعدی، مقامات ممکن است به دلیل صدور دستور، تحریک یا ترغیب به ارتکاب جرم تحت پیگرد قرار گیرند.

حتی برخی کارشناسان حقوقی غربی هشدار داده‌اند که تهدیدهای گسترده ترامپ علیه زیرساخت‌هایی مانند پل‌ها و نیروگاه‌ها می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد، زیرا این تأسیسات اصولاً ماهیت غیرنظامی دارند مگر اینکه برای اهداف نظامی مشخص مورد استفاده قرار گیرند. در این چارچوب، گفتمان نابودی تمدن و تخریب سیستماتیک زیرساخت‌های حیاتی، منطق حمایتی کنوانسیون‌های ژنو را تضعیف کرده و عملاً مجازات یک جمعیت غیرنظامی کامل را عادی‌سازی می‌کند؛ امری که ممنوعیت مجازات جمعی را در عمل بی‌اثر می‌سازد.

پس از شکست مذاکرات، رئیس‌جمهور آمریکا طرح محاصره دریایی تنگه هرمز را آغاز کرد؛ گذرگاه بین‌المللی حیاتی برای امنیت انرژی جهان. هشدار ترامپ مبنی بر اینکه هر ایرانی در صورت مقاومت «به جهنم فرستاده خواهد شد» نیز بر تنش‌ها افزوده است. از نظر شما، آیا این محاصره یک اقدام قانونی در چارچوب جنگ است یا نوعی تجاوز اقتصادی و مجازات جمعی علیه ملت ایران؟

بر اساس منشور سازمان ملل، محاصره یکی از اقدامات قهری کلاسیک است که معمولاً در چارچوب فصل هفتم و با مجوز شورای امنیت انجام می‌شود. همچنین «دستورالعمل سان‌رمو» محاصره در زمان جنگ را تنها تحت شرایط سخت‌گیرانه‌ای مجاز می‌داند: باید اعلام و اطلاع‌رسانی شود، مؤثر و بی‌طرف باشد، مانع دسترسی به بنادر بی‌طرف نشود و هدف یا پیامد آن گرسنه‌سازی غیرنظامیان یا محروم کردن آن‌ها از اقلام ضروری برای بقا نباشد.

همچنین باید اجازه عبور کمک‌های پزشکی و کالاهای ضروری را بدهد. در حالی که ترامپ تهدید کرده هر ایرانی که به نیروهای آمریکایی یا کشتی‌های غیرنظامی شلیک کند «نابود خواهد شد» فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده محاصره فعلی متوجه بنادر ایران است و مانع عبور بی‌طرف از تنگه هرمز نمی‌شود؛ با این حال، حتی متحدانی مانند دولت انگلیس نیز بدون وجود «مبنای حقوقی روشن» از آن حمایت نکرده‌اند. به نظر من، با توجه به نبود مجوز شورای امنیت، اختلاف‌برانگیز بودن ادعای دفاع مشروع و هدف آشکار افزایش فشار پس از شکست مذاکرات، این محاصره بیش از آنکه اقدامی قانونی باشد، نوعی جنگ تحمیلی اقتصادی و فشار جمعی شدید علیه ملت ایران است.

مذاکرات ۲۱ ساعته اسلام‌آباد زمانی شکست خورد که هیأت آمریکایی خواسته‌های «زیاده خواهانه» مطرح کرد. با توجه به اصل برابری حاکمیتی کشورها، جامعه جهانی چنین تاکتیک‌های مذاکره‌ای را چگونه ارزیابی می‌کند؟ آیا این تلاش واقعی برای صلح است یا اقدامی از پیش طراحی‌شده برای تحمیل تسلیم و فراهم کردن بهانه برای اقدام نظامی بیشتر؟

مذاکرات اسلام‌آباد تنش میان دیپلماسی و دیکته را به‌خوبی نشان می‌دهد. این مذاکرات بالاترین سطح گفت‌وگو میان آمریکا و ایران از سال ۱۹۷۹ بود، اما شکست خورد و پس از آن واشنگتن فوراً به سمت محاصره رفت. گزارش‌ها نشان می‌دهد یکی از نقاط اختلاف اصلی، پیشنهاد آمریکا برای توقف بلندمدت غنی‌سازی (تا حدود ۲۰ سال) و انتقال مواد غنی‌شده ایران بوده است.

در حالت عادی، چانه‌زنی سخت در دیپلماسی امری معمول است، اما وقتی چنین خواسته‌هایی در شرایط فشار نظامی، تهدیدات علنی و اقدام سریع به محاصره پس از شکست مذاکرات مطرح می‌شود، دیگر شبیه مذاکره متقابل نیست و بیشتر به شروط تسلیم شباهت پیدا می‌کند. بر اساس اصل برابری حاکمیتی، مذاکرات باید به راه‌حلی قابل قبول برای طرفین منجر شود، نه تضعیف یک‌جانبه ظرفیت‌های مشروع یک کشور. از این رو، بسیاری در جنوب جهانی احتمالاً شکست مذاکرات اسلام‌آباد را نه پایان دیپلماسی، بلکه نشانه‌ای از تابع شدن آن در برابر اجبار می‌دانند.

به نظر من، روند وقایع به‌وضوح نشان‌دهنده نوعی برنامه‌ریزی قبلی است، نه تلاش صادقانه برای صلح. زمانی که خواسته‌های حداکثری در فضایی همراه با فشار نظامی، تهدیدهای علنی و آماده‌سازی سریع اقدامات قهری مطرح می‌شود، مذاکرات به‌جای ابزار مصالحه، به ابزاری تاکتیکی برای تحمیل تسلیم تبدیل می‌شود. این روند باید به‌صراحت محکوم شود، زیرا این شکل از دیپلماسی دیگر تلاش همراه با حسن‌نیت برای جلوگیری از جنگ نیست، بلکه خود بخشی از روند تشدید تنش و بهانه‌گیری برای اقدامات نظامی بیشتر است.

ایران هم‌زمان با دفاع از خود، با فشارهای دیپلماتیک غرب نیز مواجه بوده است. واکنش یا عدم واکنش جهان به تخریب مدارس، بیمارستان‌ها و پل‌ها در ایران چه پیامی برای کشورهای جنوب جهانی درباره قابل اعتماد بودن حقوق بین‌الملل به‌عنوان سپری در برابر قدرت نظامی اعضای دائم شورای امنیت دارد؟

پیام کلی برای جنوب جهانی بسیار مخرب است. هیأت حقیقت‌یاب سازمان ملل اعلام کرده حملات اولیه با منشور سازمان ملل در تضاد بوده است. گزارش‌های دیده‌بان حقوق بشر و یونسکو نیز الگویی از حملات را مستند کرده‌اند که شامل حمله مرگبار به مدرسه میناب، حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی و آسیب به چندین سایت میراث جهانی است.

با این حال، پاسخگویی همچنان نامشخص است، زیرا دیوان کیفری بین‌المللی به‌طور خودکار صلاحیت رسیدگی ندارد؛ آمریکا، اسرائیل، ایران و لبنان عضو اساسنامه رم نیستند و ورود دیوان مستلزم ارجاع شورای امنیت یا پذیرش رسمی صلاحیت توسط یک کشور غیرعضو است.

نتیجه این وضعیت روشن اما تلخ است: حقوق بین‌الملل در بیان خود جهانی است، اما در اجرا اغلب گزینشی عمل می‌کند، به‌ویژه زمانی که پای قدرت‌های بزرگ نظامی یا متحدان آن‌ها در میان باشد. این بدان معنا نیست که حقوق بین‌الملل بی‌معناست، اما برای بسیاری از کشورهای جنوب جهانی نشان می‌دهد که اصول حقوقی به‌تنهایی هنوز سپر قابل اعتمادی در برابر قدرت نظامی یک قدرت بزرگ یا متحدانش نیست.

کد خبر 6801715

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۷:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۳۰
      0 0
      درست گفته شده دشمنان به دنبال تسلیم ایران هستنداحتمال هست مذاکرات به نتیجه ای نرسه،
    • IR ۱۹:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۳۰
      0 0
      ترامپ جنایتکار در جنگ 12 روزه و هم در جنگ 40 روزه مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شده است و باید در دادگاه بین المللی محاکمه و مجازات شود. نتانیاهو جنایتکار در جنگ 12 روزه و هم در جنگ 40 روزه مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شده است و باید در دادگاه بین المللی محاکمه و مجازات شود.
    • IR ۲۰:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۳۰
      0 0
      کلا یانکی ها چیزی از حقوق بشر نمیفهمن ... مذاکره با یه مشت نفهم گاو چران بی فایده است.