یادداشت مهمان - محمدمهدی دادمان، رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی: در آیات و روایت شیعه و سنی بر عدد چهل تأکید شده است. پیامبر خدا(ص) میفرمایند: هیچ بندهای چهل روز برای خدا اخلاص نورزید، مگر آن که چشمههای حکمت از دلش به زبانش جاری شد.
علمای شیعه هم بر چلههای سلوکی تأکید دارند. آیتالله سیدمهدی بحرالعلوم پیرامون عدد چهل در منازل سلوک به این موضوع اشاره دارند که عبور از منازل سلوکی به مداومت چهلروزه بر یک مراقبت خاص نیاز دارد تا اولاً کمالات انسان از «حال» به «مقام» و از مقام به «ملکه» تبدیل شود و ثانیاً، با مداومت و استقامت بر مراقبتهای آن مرتبه، همۀ آثار رذائل اخلاقی که در مراتب قبل، در وجود انسان بود، به طور کامل از نفس او رخت بربندد. در این مدت، هر مقدار مراقبه عمیقتر و محاسبه دقیقتر باشد، آثار آن در پایان این چهل روز در نفس انسان آشکارتر است.
خبر شهادت رهبر، «مؤذن سحرگاهی» ملتی شد که وقایع دیماه طمع دشمنانش را برانگیخته بود. خبری سخت، بهتآور و بینهایت غمانگیز. اما ملت به جای بهت و سوگواری مبعوث شد و در بزنگاه خطیر تهاجم دشمن مسئولیت رهبری کشور را بر دوش خویش احساس کرد. پس به خیابان آمد و همان جا را به میعاد شبانۀ خود بدل ساخت و همین چلۀ سلوکی مردم ایران مسیر تطهیر از رذایل ذهنی و اخلاقی و تزئین به فضایل متعالی را گشود.
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی
قلوب این امت مبعوث، از ترس از مستکبرین و طواغیت عالم منزه شد تا برای پنجه در پنجه افکندن با قویترین دشمنان انسان اعتماد به نفس بیابند.
ما فرزندان معنوی خامنهای بزرگ باید پیشتر، از امیدواری به هر تکیهگاهی (حتی خود او) منقطع و سپس متوجه تام به مقام الله(جلّ جلاله) و متوسل به وجود شریف حضرت حجتبنالحسن(عج) میشدیم.
انسان ایرانی باید به چشم میدید که در این جنگلِ ساخته و پرداختۀ موجودات دوپا، آبادی دنیا هم فقط از مسیر استقلالخواهی و مقاومت اسلامی میگذرد.
او باید این واقعیت را زندگی میکرد که غربِ توسعهیافته و متمدن(!) در مقابل ما جهانسومیها زبان و عملی جز فریب، زور و جنایت ندارد و تنها در مقابل شهادتطلبی و ظهور قدرت رزمندگان رشید و عزیز اسلام عقبنشینی میکند.
جامعۀ ایرانی باید میدید که تصویر پر زرق و برق توسعهیافتگی در دولتهای عربی وابسته، جز فریب نیست. صاحبان این کاخهای پوشالی حتی در دورۀ شکوه ظاهری هم توسط اربابان آمریکاییشان، به گاو شیرده تشبیه و به بوسیدن باسن دعوت میشوند! البته در لحظهای کوتاه چون تار عنکبوت و با بادی پاییزی، هیچ خواهند شد.
انسان ایرانی در هیچ زمانی این اندازه قرائن روشن این حقیقت را ندیده بود که شرط پیشرفت و پیروزی، تشکیل حقیقی امت یکپارچه اسلامی است و از عمق جان به بطلان شعار الحادی «نه غزه، نه لبنان... » ایمان نیاورده بود. حال نیز باید درّ گرانبهای وحدت کلمه را به حقالیقین دریابد تا با وسوسههای نفسانی یا فریب شیاطین از آن دست نکشد. باید ریشۀ ظن سوء و بدبینی بعضی از مردم به هم، مردم به بعضی از مسئولان و فرماندهان و همچنین مسئولین به بخشی از مردم سوزانده شود.
این سلوک معرفتی و این رشد معنوی برای مردم ایران از آن لحظهای آغاز شد که بعثت خویش را درک کرد و عازم مرتبۀ تاریخی «امامت امت» شد. خمینی کبیر در توصیف یومالله تشکیل جمهوری اسلامی گفته بود که عصر تاریخی امامت امت آغاز شده است. ملت برای عبور از منزل اول سلوک، چهل شب خیابان را برپاساخت و این فضایل برایش حاصل شد. حالا آمادۀ حرکت در منزل و مرتبۀ بالاتر است. اگر با دقت نظر بر کلمات منبعث از امت مبعوث در خیابان تأمل کنیم و حاشیهنشین ظواهر متفاوت، الفاظ عامیانه یا احساسات متراکم نشویم به روشنی حکمتهای جوشیده از قلبها و جاری بر زبانها را میتوان شنید.


نظر شما