۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

پرونده «جنگ رمضان»/۳۳؛

بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌ها/ ترامپ درباره مخارج جنگ دروغ می‌گوید

بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌ها/ ترامپ درباره مخارج جنگ دروغ می‌گوید

از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

نیویورک تایمز در گزارشی به قلم یک مقام پیشین دفتر بازرس کل پنتاگون هشدار داد که هزینه های جنگ ایران تا سالها پس از پایان درگیری ها، گریبان گیر اقتصاد آمریکا خواهد بود. به نوشته این روزنامه، حتی در صورت امضای توافق صلح از سوی ترامپ، واشنگتن ناچار به بازسازی پایگاه های آسیب دیده در بحرین، قطر، کویت، امارات، عربستان و ترکیه و نیز تقویت سامانه های پدافندی در برابر پهپادهای ایرانی خواهد بود.

این گزارش با اشاره به کمبود شفافیت مالی دولت ترامپ، تصریح می کند که راسل ووت مدیر دفتر مدیریت و بودجه کاخ سفید، در کنگره اعتراف کرده که حتی برآوردی کلی از هزینه های جنگ ندارد. در مقابل، برآوردهای مستقل هزینه شش روز نخست جنگ را بیش از ۱۱.۳ میلیارد دلار و مجموع هزینه ها تاکنون را میان ۲۵ تا ۳۵ میلیارد دلار تخمین می زنند.

نیویورک تایمز با استناد به تجربیات پیشین افغانستان و عراق که در آنها میلیاردها دلار هدر رفت، خواستار انتصاب یک بازرس ویژه برای رصد دقیق مخارج جنگ ایران شد. این رسانه آمریکایی در پایان خاطرنشان ساخت که بدون نظارت قوی، خطر اتلاف منابع و تکرار فسادهای گذشته در این مناقشه پرهزینه بسیار بالاست.

روزنامه گاردین در گزارشی فاش کرد که جنگ ایران و توقف کشتیرانی در تنگه هرمز، نظام سلامت ملی بریتانیا (NHS) را به دلیل وابستگی شدید به محصولات پتروشیمی در آستانه بحران کمبود و افزایش قیمت قرار داده است. بر اساس این گزارش، بخش عمده‌ای از تجهیزات پزشکی مدرن از سرنگ و کیسه‌های وریدی گرفته تا دستکش، همگی به مواد پتروشیمیایی وابسته‌اند که عبورشان از تنگه هرمز متوقف شده است.

گاردین با اشاره به افزایش ۴۰ درصدی قیمت نفت، ماده اولیه کلیدی، می‌افزاید که تولیدکنندگان مالزیایی دستکش که نیمی از عرضه جهانی را در اختیار دارند، افزایش قیمت ۵۰ درصدی را به مشتریان از جمله NHS تحمیل کرده‌اند. جیم مکی، مدیر اجرایی NHS انگلستان، با ابراز نگرانی عمیق از این وضعیت، خواستار تزریق بودجه تکمیلی از سوی دولت برای مقابله با «شوک عظیم» افزایش قیمت‌ها شده است.

بی بی سی در گزارشی به نقل از دارن جونز، معاون ارشد نخست وزیر بریتانیا، اعلام کرد که مردم این کشور ممکن است حداقل تا هشت ماه پس از پایان جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، با افزایش قیمت انرژی، مواد غذایی و بلیت پرواز مواجه باشند. به نوشته این رسانه، جونز تأکید کرده که دولت بریتانیا بسیار دقیق پیامدهای اقتصادی این مناقشه را زیر نظر دارد.

بر اساس این گزارش، صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده که شوک انرژی ناشی از جنگ، بریتانیا را بیش از سایر اقتصادهای پیشرفته تحت تأثیر قرار خواهد داد و رشد اقتصادی این کشور در سال جاری به ۰.۸ درصد کاهش خواهد یافت. بی بی سی می افزاید که دولت بریتانیا کمیته ویژه اضطراری به ریاست نخست وزیر تشکیل داده و گروهی از وزرا نیز هفته ای دو بار برای رصد سطح ذخایر و اختلالات زنجیره تأمین تشکیل جلسه می دهند.

سی ان ان در گزارشی به بررسی وضعیت اقتصادی ایران در سایه محاصره دریایی آمریکا پرداخت و نوشت که اگرچه این محاصره کریدورهای اصلی اقتصادی ایران را تحت فشار قرار داده، اما تهران با اتکا به دهه ها سازگاری با تحریم ها، شرط بسته که ترامپ پیش از فروپاشی اقتصاد ایران، تحت فشار داخلی و انتخابات میاندوره ای پا پس خواهد کشید.

این گزارش به نقل از یک تحلیلگر اقتصادی نوشته است که ایران احتمالاً می تواند تولید نفت خود را دو تا سه ماه دیگر پیش از آنکه کمبود فضای ذخیره سازی به ملاحظه ای جدی تبدیل شود، حفظ کند.

این رسانه آمریکایی در پایان تصریح کرد که نشانه هایی از تحرکات دیپلماتیک جدید در پاکستان برای ازسرگیری مذاکرات مشاهده می شود.

رسانه های عربی و منطقه ای

الجزیره در گزارشی نوشت: ایران همچنان تنگه هرمز را به‌عنوان مهم‌ترین اهرم راهبردی خود در برابر آمریکا و اسرائیل حفظ کرده و واشنگتن نتوانسته این نفوذ را از بین ببرد. به‌گفته تحلیلگران، سیاست دونالد ترامپ در ادامه محاصره دریایی بنادر ایران، نه‌تنها تهران را وادار به عقب‌نشینی نکرده، بلکه در برخی موارد به نفع ایران تمام شده است. کارشناسان معتقدند اگر ایران عبور نفت دیگر کشورها از هرمز را محدود کند و آمریکا نیز صادرات نفت ایران را متوقف سازد، عملاً تنگه هرمز بسته می‌شود؛ اتفاقی که باعث افزایش قیمت نفت، فشار بر اقتصاد جهانی و بالا رفتن هزینه‌های جنگ برای آمریکا خواهد شد.

همزمان، صادرات نفت ایران به‌ویژه به چین به‌طور کامل متوقف نشده و این موضوع اجرای فشار حداکثری را دشوار کرده است. از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران، سواحل طولانی، توان پهپادی و موشکی و همچنین احتمال استفاده از مین‌های دریایی، کنترل کامل این آبراه را برای آمریکا بسیار سخت کرده است. ایران می‌تواند با مدیریت عبور کشتی‌ها و نزدیکی بیشتر به شرکایی مانند چین، شکاف میان آمریکا و متحدانش را افزایش دهد. در نهایت، کارشناسان تأکید دارند راه‌حل پایدار این بحران نه تشدید نظامی، بلکه مذاکره و ایجاد مسیرهای صادراتی جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز است.

العهد موضع ایران را مدافع حاکمیت لبنان و عملکرد دولت لبنان را نشانه ضعف و تسلیم در برابر آمریکا و اسرائیل توصیف کرد و نوشت: تهران مسئله لبنان را بخشی از امنیت منطقه‌ای خود می‌داند و حاضر نیست آن را در مذاکرات با واشنگتن معامله کند. حمایت ایران از لبنان صرفاً نفوذ سیاسی نیست، بلکه تلاشی برای جلوگیری از سلطه آمریکا و حفظ بازدارندگی در برابر اسرائیل است. در مقابل دولت لبنان ناتوان و منفعل عمل کرده و به جای بهره‌گیری از توان مقاومت برای گرفتن امتیاز سیاسی، به دنبال تمدید آتش‌بس و جلب رضایت آمریکا رفته است.

دولت لبنان نه خواهان خروج کامل اسرائیل شده، نه درخواست غرامت و محاکمه مسئولان جنگ را مطرح کرده و نه از ظرفیت میدانی نیروهای مقاومت استفاده کرده است. آمریکا می‌کوشد لبنان را از ایران جدا کند تا این کشور را در مذاکرات تضعیف کرده و شرایط مطلوب اسرائیل را تحمیل کند. این رویکرد بخشی از فشار سیاسی و اقتصادی واشنگتن است؛ از این رو نمایندگی واقعی لبنان نه در ساختار رسمی دولت، بلکه در مقاومت، مردم جنوب لبنان و حامیان منطقه‌ای آن، به‌ویژه ایران، قرار دارد و دولت کنونی از خواست مردم فاصله گرفته است.

رأی الیوم در مقاله ای نوشت: هرگونه توافق میان ایران و آمریکا به معنای صلح پایدار نیست، بلکه نوعی مدیریت اختلافات و کاهش هزینه‌های تقابل میان دو دشمن قدیمی است. آمریکا از چنین توافقی به دنبال جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، حفظ امنیت مسیرهای دریایی و برقراری توازن قدرت در منطقه است. در مقابل، ایران این توافق را راهی برای کاهش فشار تحریم‌ها، تثبیت اوضاع داخلی و حفظ جایگاه منطقه‌ای خود می‌داند.

اسرائیل اما هر توافقی که به ایران فرصت اقتصادی یا سیاسی بدهد، تهدیدی راهبردی تلقی می‌کند. به‌ویژه تحولات اخیر نشان داده که برتری نظامی اسرائیل دیگر مطلق نیست و توان بازدارندگی آن با چالش‌هایی روبه‌رو شده است. همچنین درگیری‌های هفته‌های گذشته ضعف جبهه داخلی اسرائیل و محدودیت تحمل جنگی طولانی را آشکار کرده است.

به همین دلیل، اسرائیل نه خواهان حل کامل بحران است و نه جنگی فراگیر، بلکه ترجیح می‌دهد تنش‌ها در سطحی قابل کنترل باقی بماند. نویسنده همچنین ادعای سقوط قریب‌الوقوع ایران را غیرواقع‌بینانه می‌داند، زیرا ایران کشوری با جمعیت زیاد، منابع انرژی، موقعیت ژئوپلیتیک مهم و نفوذ منطقه‌ای است، در نتیجه منطقه به سمت حذف ایران نمی‌رود، بلکه نقش آن به‌عنوان بازیگری مهم تثبیت می‌شود، در حالی که تصویر بازدارندگی اسرائیل تضعیف شده است. آمریکا نیز همچنان سیاست حفظ توازن به سود منافع خود را ادامه خواهد داد.

رسانه‌های چین و روسیه

پیتر کوزنیک، استاد تاریخ در دانشگاه آمریکن، در تحلیلی برای سی جی تی ان چین نوشت: در جهانی که با تنش‌های فزاینده و مناقشات عمیق‌تر متمایز شده، رویکردهای مبتنی بر زور، پرهزینه و بی‌اثر هستند. منطق «قانون جنگل» – که بر اساس آن حق با زور به دست می آید– فقط بحران‌ها را مهارناپذیرتر می‌کند. اقدامات نظامی میلیون‌ها نفر را به سوی فقر سوق می‌دهد و پیامدهایی فراتر از میدان نبرد به همراه دارد. وی بر مسیری جایگزین تأکید می‌کند: صلح به جای قدرت. از نظر او دیپلماسی و نه سلطه‌گری، راه پیش روست.

اسپوتنیک در تحلیلی نوشت: ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ وارد مرحله پیشرفته‌تری از استعمار نوین شده است. این مرحله شامل کنترل شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی، اعمال محاصره دریایی گسترده علیه ایران، تعقیب کشتی‌ها در آب‌های بین‌المللی، تلاش برای کنترل تنگه هرمز (به عنوان گلوگاه انرژی جهان)، و استفاده همزمان از فشار نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک برای تحمیل حداکثر خواسته‌های خود است. به اعتقاد این تحلیلگر، آنچه امروز در مورد ایران شاهد هستیم، استراتژی بلندمدت آمریکا برای ایجاد و مدیریت بحران‌هاست. استعمار نوین آمریکایی در قرن بیست و یکم به دنبال کنترل فرآیند تصمیم‌گیری در کشورهاست، نه تصرف قلمرو آن‌ها، و ایران یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد در این مبارزه باقی می‌ماند.

اسپوتنیک در مطلبی به تشریح راهکارهای کشورهای جنوب جهانی برای دفاع از حاکمیت دیجیتال خود در برابر نئواستعمار غرب می‌پردازد. تادئو کاستلیونه، کارشناس روابط خارجی آرژانتینی، ایران را به عنوان الگویی موفق معرفی می‌کند که با محدود کردن استفاده از پلتفرم‌های خارجی و ایجاد یک اکوسیستم دیجیتال ملی، در برابر تجاوز غرب به حاکمیت خود در فضای دیجیتال مقاومت کرده است. چین نیز مسیری مشابه را طی کرده و اینترانت ملی خود را دارد که استفاده از برنامه‌ها و داده‌ها تحت کنترل این کشور است. روسیه نیز از سال ۲۰۲۲ رویکرد مشابهی را در پیش گرفته است. کشورهایی مانند ترکیه نیز به دنبال راه‌حل‌های بومی خود هستند. به اعتقاد این کارشناس، اگرچه پیاده‌سازی چنین جایگزینی در آینده نزدیک دشوار است، اما نیاز به قوانین روشن و پایدار وجود دارد که هم از مردم و هم از حاکمیت ملی محافظت کند.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی

تایمز اسرائیل در تحلیلی با تاکید بر ضرورت دفاع از گرایش های تجزیه طلبانه در ایران می نویسد: بحران تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای ایران تنها معلول یک علت ریشه‌ای هستند: انکار ضرورت حق استقلال! (تجزیه طلبی) به نفع اقوام داخلی ایران (به‌ویژه اعراب خوزستان). به باور او، تا زمانی که جدایی طلبی در خوزستان، مناطق کردنشین و بلوچ‌ نشین به نتیجه نرسد، جمهوری اسلامی خواهد توانست با حمایت متحدان منطقه ای خود و کنترل آمدوشد دریایی به حیات خود ادامه دهد.

ولی تنگه هرمز نباید در انحصار ایران باشد و حاکمیت ایران نیز نباید مانع خودمختاری اقوام شود! راهکار نویسنده این است که مذاکرات با ایران از پرداختن به نمادها (سانتریفیوژ و موشک) فراتر رفته و شامل «فصل تعیین‌سرنوشت» شود؛ یعنی الزام تهران به پذیرش نظارت بین‌المللی بر حقوق اقوام مختلف، آزادی فعالان مدنی قوم گرا، ایجاد نهادهای منطقه‌ای منتخب با حضور قوم گرایان و شفافیت در درآمدهای نفت. این رسانه تاکید می کند که در صورت امتناع ایران از اعطای خودمختاری داخلی، برگزاری همه‌پرسی تحت نظارت بین‌المللی با این موضوع قابل طرح است!

تایمز اسراییل در تحلیل دیگری استدلال می‌کند که دونالد ترامپ اعصاب خود را باخته و با پذیرش دو آتش‌بس جداگانه با ایران و حزب‌الله (در لبنان)، فشار نظامی را از روی دشمنان برداشته است. این آتش‌بس‌ها نه تنها به بازگشایی تنگه هرمز یا پیشرفت مذاکرات منجر نشده، بلکه ایران جسورتر شده و کشتی‌ها را توقیف می‌کند. علیرغم وجود ناوگان عظیم آمریکا در منطقه، تنها ابزار باقیمانده در دست ترامپ، محاصره دریایی است که آن هم به‌خوبی اجرا نمی‌شود. ضعف ترامپ نتیجه فشار حزب دموکرات است که با استراتژی «انزواطلبی حزبی»، خواستار پایان سریع جنگ است. اگر ترامپ به آتش‌بس ادامه دهد، ایران پیروز میدان خواهد شد و تنها راه باقیمانده برای پایان دادن به تهدید ایران، بازگشت به جنگ است. ترامپ فرصت استفاده از راهکار محاصره دریایی را از دست داده است.

بن کاسپیت، نویسنده اسرائیلی در نشریه معاریو، به شدت از بنیامین نتانیاهو انتقاد می‌کند که از سال ۲۰۰۹ از تعیین جانشین برای خود سرباز زده و مدعی است هیچ‌کس در جهان قادر به جایگزینی او نیست. با توجه به تغییر قانون اخیر که اعلام ناتوانی نخست‌وزیر را به دو سوم آرای کمیته کنست مشروط کرده، پنهان‌کاری نتانیاهو درباره تومور سرطانی پروستات خطرناک ارزیابی می‌شود. افشای این موضوع نشان‌دهنده فرهنگ دروغ و پنهان‌سازی در تیم نتانیاهو و حتی بیمارستان «هداسا» است که برای پوشاندن ویزیت‌های مکرر او، پاسخ‌های غیرصادقانه داده است.

اطلاعیه منتشرشده درباره سرطان، یک گزارش پزشکی رسمی نبوده و بیشتر شبیه یادداشت کوتاه والدین به معلم مدرسه است؛ جزئیات مهمی مانند تاریخ تشخیص، درجه خطر تومور و احتمال بازگشت آن حذف شده است. همچنین نتانیاهو تأخیر در اعلام این خبر را با هدف جلوگیری از تبلیغات دروغین ایران توجیه کرده، اما نویسنده می‌گوید شفافیت درباره سلامت نخست وزیر اسرائیل یک نقطه قوت است. مهم‌تر اینکه نتانیاهو وضعیت سرطان خود را با رویداد ۷ اکتبر مقایسه کرده تا از مسئولیت خود در قبال آن فاجعه امنیتی شانه خالی کند، در حالی که طبق قانون، او مسئول نهایی آمادگی اطلاعاتی و نظامی کشور بوده است.

معاریو در تحلیل دیگری می نویسد: دولت بنیامین نتانیاهو عملاً فلج شده و قادر به اداره جنگ در جبهه‌های لبنان، غزه و ایران نیست. تصمیم‌گیری‌ها به دو بازیگر خارجی واگذار شده است: از یک سو دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که به اسرائیل دستور توقف حملات در لبنان داده و از سوی دیگر ایران که حزب‌الله و حماس را هدایت می‌کند. در پی این وضعیت، ارتش اسرائیل با دست‌بسته عمل می‌کند و به تدریج در «گل و لای لبنان» فرو می‌رود. حزب‌الله به جنگ چریکی روی آورده و فرماندهانش در شهرهایی مانند بیروت، صور و ...در امنیت به سر می‌برند، در حالی که نیروی هوایی اسرائیل از حمله به این مناطق منع شده است.

در میدان، ارتش اسرائیل موفقیت‌های تاکتیکی محدودی داشته (مانند کشتن برخی اعضای حزب‌الله در روستاهای مرزی)، اما ناتوانی در هدف قرار دادن رهبران حزب‌الله در شهرهای امن، یک «شکست بزرگ» محسوب می‌شود. همزمان، حماس در جنوب از این فلج‌شدگی سیاسی و قیدوبندهای آمریکایی جسارت گرفته و هر چند ساعت یک بار نیروهای اسرائیلی را به چالش می‌کشد. چه زمانی ارتش اسرائیل از سوی رهبران سیاسی و سپس از ترامپ اجازه خواهد گرفت تا با تقویت دوباره حماس مقابله کند؟

‏روزنامه معاریو در گزارشی تحلیلی با اشاره به لغو دیدار فرستادگان آمریکایی و وزیر خارجه ایران در پاکستان، وضعیت فعلی واشنگتن و تهران را ورود به یک مرحله خطرناک و فرسایشی توصیف می‌کند که در آن طرفین به جای جنگ تمام‌عیار به استراتژی «اصطکاک محاسبه‌شده» روی آورده‌اند.

بر اساس این گزارش، ایالات متحده با تمرکز بر محاصره دریایی، صادرات و زیرساخت‌های انرژی ایران را تحت فشار قرار داده است؛ در حالی که تهران با ایجاد مزاحمت‌های مداوم دریایی و استفاده از نیروهای متحد، بدون بر هم زدن رسمی آتش‌بس، هزینه‌ها را برای واشنگتن افزایش می‌دهد. در این میان، تنگه هرمز به مرکز ثقل این نبرد خاموش تبدیل شده است؛ گذرگاهی که تسلط بر آن علاوه بر تأثیر مستقیم بر بازارهای جهانی انرژی، پای بازیگران بین‌المللی نظیر اروپا و کشورهای آسیایی را نیز به این کارزار باز کرده است، در حالی که هر دو طرف در یک جنگ روانی منتظرند تا رقیب نخستین گام عقب‌نشینی را بردارد.

در بخش دیگری از این تحلیل، به نگرانی عمیق تصمیم‌سازان در تل‌آویو از رویکرد واشنگتن پرداخته شده و تاکید می‌شود که ترس اصلی اسرائیل نه از تداوم درگیری، بلکه از شکل‌گیری یک «توافق جزئی» است که بدون خلع سلاح واقعی هسته‌ای و موشکی، تنها به ایران فضای تنفس اقتصادی و تثبیت جایگاه منطقه‌ای اعطا کند.

نویسنده با اشاره به شکاف راهبردی میان آمریکا و اسرائیل، تصریح می‌کند که واشنگتن تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی به دنبال پایان سریع بحران فعلی است، اما اسرائیل با نگاهی بلندمدت در پی پیشگیری از بحران‌های آینده است و راهکارهایی نظیر رقیق‌سازی اورانیوم را تنها یک راه‌حل ظاهری می‌داند. در نهایت، این رسانه هشدار می‌دهد که تداوم این وضعیت فرسایشی، احتمال بروز حوادث تاکتیکی مهارنشدنی نظیر تلفات انسانی یا تشدید تنش در لبنان را افزایش داده و منطقه را با خطر یک «هیجان و درگیری ناخواسته» و بازگشت سریع به یک جنگ همه‌جانبه روبرو می‌سازد که وقوع آن تنها مسئله زمان است.

کد مطلب 6812208

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۰۱:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۷
      0 0
      کاش این شرایط تمام شه ترامپم دست از سرمون برداره
    • امیر IR ۰۱:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۷
      0 0
      ترامپ درتجاوزبه خاک ایران فریب اغتشاشات اندک خس وخاشاک خائن راخوردونمیدانست۹۰میلیون ایرانی درمقابل دشمن متجاوز می ایستند
    • مریم IR ۰۶:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۷
      0 0
      باعث و بانی اصلی جنگ نتانیاهو است امیدوارم خدا زجرکشش کنه و تقاص خونهای به ناحق ریخته رو ازش بگیره
    • IR ۰۸:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۷
      0 0
      اسرائیل با این جنگهای که راه می اندازه ،حتی اگر ایران وگروههای مقاومت هم نباشه مشکلات اسرائیل برطرف نمیشه وتازه بحرانها شروع میشه
    • IR ۰۸:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۷
      0 0
      با جنگ طلبی وبد بودن نمیشه به اهداف رسید خدا نمی گذاره وبه ضرر هست