خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
بیبیسی در گزارشی اعلام کرد که با فرا رسیدن ضربالاجل ۶۰ روزه قانون اختیارات جنگی برای کسب مجوز کنگره، دولت ترامپ مدعی شده است که به دلیل برقراری آتشبس از اوایل آوریل، عقربه این ساعت قانونی متوقف شده است. این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه در اظهاراتی صریح گفت که از روند مذاکرات با ایران راضی نیست.
بر اساس این گزارش، یک مقام ارشد دولت ترامپ استدلال کرده که «خصومتها» از ۷ آوریل پایان یافته، اما کارشناسان حقوقی این تفسیر را رد میکنند. پروفسور براندون-اسمیت از دانشگاه جرجتاون تأکید کرد که محاصره دریایی بنادر ایران «خود مصداق خصومت و یک اقدام جنگی» است و حتی وجود آتشبس موقت هم به معنای توقف دائمی مناقشه نیست و نمیتواند زمان ۶۰ روزه را متوقف کند. الیسا اوئرز از شورای روابط خارجی آمریکا نیز با اشاره به استقرار نظامیان در معرض خطر، وضعیت جاری را کماکان «خصومت» دانست. این گزارش همچنین به هزینه ۲۵ میلیارد دلاری جنگ تاکنون اشاره کرد.
روزنامه گاردین در گزارشی به قلم لورن گامبینو فاش کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در نامهای رسمی به رهبران کنگره مدعی شده است که «خصومتها» در ایران از ۷ آوریل پایان یافته و بنابراین ضربالاجل ۶۰ روزه قانون اختیارات جنگی برای کسب مجوز از قوه مقننه منتفی است. این نامه که درست در روز جمعه اول ماه مه، یعنی شصتمین روز پس از اطلاعرسانی رسمی به کنگره، ارسال شده، استدلال میکند که از زمان برقراری آتشبس و تمدید آن، هیچ تبادل آتشی میان نیروهای آمریکایی و ایران رخ نداده و در نتیجه مخاصمات پایان یافته است.
گاردین میافزاید که ترامپ در اظهاراتی از کاخ سفید، درخواست مجوز از کنگره را بیسابقه خواند و قانون اختیارات جنگی را «کاملاً خلاف قانون اساسی» دانست. در مقابل، چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، این استدلال را «مزخرف» و «جفنگ» خواند و جنگ را «غیرقانونی» توصیف کرد. سناتور دموکرات، جین شاهین، نیز با اشاره به حضور دهها هزار نیروی آمریکایی در منطقه و تداوم تهدیدات، اعلام کرد که اعلامیه ترامپ با واقعیت میدانی مطابقت ندارد.
شبکه ایبیسی استرالیا در گزارشی به شکاف عمیق در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس بر سر راهبرد مقابله با ایران پرداخت و آن را دارای پیامدهای مستقیم برای استرالیا و جهان دانست. بر اساس این گزارش، امارات متحده عربی با خروج از اوپک، آشکارا از همپیمانان سنتی خود فاصله گرفته است. انور قرقاش، مشاور ارشد رئیس امارات، تلاشهای پیشین برای مهار تنش با تهران از طریق دیپلماسی و تعامل اقتصادی را «بهشدت شکستخورده» خواند و خواستار بازنگری بنیادین در سیاستهای امنیتی منطقه شد. وی موضع شورای همکاری خلیج فارس را «ضعیفترین در تاریخ» توصیف کرد.
ایبیسی میافزاید که امارات بهطور بیسابقهای به سمت همکاری نظامی و اطلاعاتی با رژیم صهیونیستی متمایل شده است؛ بهگونهای که سامانههای گنبد آهنین و «اسپکترو» با حضور نیروهای اسرائیلی در خاک امارات علیه حملات ایران مستقر شدهاند. این رسانه استرالیایی این اقدام را چرخشی راهبردی و شکافی تاریخی در صفبندی کشورهای عربی توصیف میکند.
رسانه های عربی و منطقه ای
الجزیره در مقاله ای استدلال کرد که جنگ ایران و درگیری با آمریکا، نمونهای برجسته از شکست چندساله در تعیین اولویت راهبردی برای خاورمیانه است. کاهش مداوم اهمیت این منطقه در اسناد راهبرد امنیت ملی آمریکا، از دولت اول ترامپ تا دولت جو بایدن ، باعث شد واشنگتن در مواجهه با تحولات غیرمنتظره، مانند فروپاشی نظام سوریه و حملات بزرگ منطقهای، در موقعیتی واکنشی قرار گیرد.
نویسنده توضیح میدهد که گرچه تمرکز بر رقابت با چین و روسیه منطقی بود، اما نادیده گرفتن پیچیدگیها و بیثباتی خاورمیانه، به ضعف در درک واقعیات میدانی انجامید. این شکاف میان اهداف اعلامی و واقعیتهای عملیاتی، بهویژه در جنگ ایران، آشکار شد؛ جایی که آمریکا با وجود برتری نظامی و سرمایهگذاری متحدانش در دفاع، نتوانست به پیروزی قاطع برسد.
مقاله تأکید میکند که توان ایران در استفاده از روشهای نامتقارن و تحمل فشار، آمریکا را با گزینههای محدود روبهرو کرده و احتمال دستیابی به راهحل نظامی را کاهش داده است. در نتیجه، نویسنده پیشنهاد میکند که بهترین مسیر، دستیابی سریع به توافق دیپلماتیک و سپس بازنگری جامع در راهبرد منطقهای است. در نهایت، آمریکا باید با درک بهتر پویاییهای جدید، رویکردی واقعبینانهتر و هماهنگتر در قبال خاورمیانه اتخاذ کند.
المیادین در مقاله ای تأکید کرد که آمریکا نه بهدلیل کاهش قدرت، بلکه بهسبب از دست دادن «اعتبار، تداوم و انضباط نهادی» دیگر بهعنوان یک شریک مذاکره قابلاعتماد دیده نمیشود. سیاست خارجی این کشور بهویژه در دوره اخیر، از مسیرهای نهادی و دیپلماتیک به سمت تصمیمگیریهای شخصی، متغیر و گاه متناقض حرکت کرده است. جایگزینی فرآیندهای سازمانیافته با اظهارات مقطعی و رسانهای، موجب بیثباتی در پیامها و تعهدات شده است.
در گذشته، حتی دیپلماسیهای غیررسمی نیز در چارچوبی نهادی و پایدار عمل میکردند، اما اکنون نقش نهادهایی مانند وزارت خارجه تضعیف شده و خلأهای گسترده مدیریتی ایجاد شده است. این روند به فرسایش «حافظه نهادی» و کاهش توانایی آمریکا در حفظ تعهدات بلندمدت انجامیده است. خروج از توافقهایی مانند برجام و معاهدات کنترل تسلیحات، این بیثباتی را تشدید کرده و پیام روشنی به سایر کشورها داده است: توافق با آمریکا ممکن است موقتی و وابسته به تغییر دولتها باشد.
در نتیجه، کشورها بهسمت مسیرهای جایگزین، مانند میانجیگری قدرتهای منطقهای یا توافقات خارج از چارچوب واشنگتن حرکت کردهاند. دیپلماسی آمریکا بیش از پیش به «نمایش سیاسی» شباهت یافته تا فرآیندی واقعی. نویسنده نتیجه میگیرد که این روند نشانهای از افول توان یک قدرت در تبدیل نفوذ به نتایج پایدار است.
الشرق الاوسط در مقاله ای به بررسی رقابت و همپوشانی دو ابتکار برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز میپردازد؛ یکی به رهبری آمریکا و دیگری با محوریت اروپا. در پی اختلال شدید در بازار انرژی و زنجیرههای تأمین جهانی، اهمیت بازگشایی این گذرگاه حیاتی بیش از پیش افزایش یافته است.
ابتکار اروپایی به رهبری فرانسه و انگلیس، با مشارکت دهها کشور، بر ایجاد مأموریتی چندملیتی با ماهیت دفاعی و مستقل از جنگ تأکید دارد و هدف آن تضمین امنیت دریانوردی از طریق هماهنگی با کشورهای منطقه است. در مقابل، طرح آمریکا که بهتازگی مطرح شده، به دنبال ایجاد یک ساختار امنیتی دریایی پس از پایان درگیریهاست و انعطاف بیشتری برای مشارکت کشورها قائل است.
مقامهای فرانسوی ضمن تأکید بر تفاوت ماهوی دو طرح، آنها را بالقوه مکمل یکدیگر میدانند، هرچند احتیاط اروپا در قبال نیتها و نقش آمریکا مشهود است. اروپا تلاش دارد از درگیر شدن در چارچوب سیاستهای فشار واشنگتن علیه ایران فاصله بگیرد. در نهایت، هر دو ابتکار به توقف جنگ و پیشرفت مسیرهای دیپلماتیک وابستهاند و بدون حل بحران منطقهای، عملیاتی شدن آنها در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد.
رسانههای چین و روسیه
وبسایت شبکه خبری «راشاتودی» روسیه در گزارشی تحلیلی با تیتر «ماشین جنگی غرب چگونه با دروغهای هدفمند کار میکند» نقش رسانههای غربی در شکلدهی به افکار عمومی برای مداخلات نظامی در خاورمیانه، بهویژه در عراق، لیبی و ایران را بررسی کرد. نویسنده معتقد است که الگوی مداخلهگرانه غرب در منطقه همچنان ادامه دارد و اکنون در قالبی جدید در قبال ایران بازتولید میشود.
نگارنده با بیان اینکه رسانههای جریان اصلی غرب در گذشته نقش مهمی در آمادهسازی افکار عمومی برای جنگ ایفا کردهاند نوشت: «رسانههای غربی بارها در ایجاد زمینه روانی و سیاسی برای مداخلات نظامی نقش تعیینکننده داشتهاند و روایتهای آنها به بخشی از فرآیند تصمیمسازی جنگ تبدیل شده است.»
در ادامه، تجربه جنگ عراق بهعنوان نمونه اصلی مطرح میشود. گزارش یادآوری میکند که ادعاهایی مانند «وجود سلاحهای کشتار جمعی» بعدها بیاساس بودنشان مشخص شد، اما همان روایتها زمینه آغاز جنگ علیه عراق را فراهم کردند. همچنین درباره لیبی اشاره میشود که مفهوم «مداخله انسانی» رسانههای غربی در عمل به تغییر نظام لیبی منتهی شد.
در بخش مربوط به ایران نویسنده هشدار میدهد که فضای رسانهای غرب در حال آمادهسازی افکار عمومی برای یک رویارویی جدید است و در اینباره مینویسد «ایران بهطور فزایندهای در قالب یک تهدید امنیتی بازنمایی میشود، نه یک بازیگر سیاسی عادی.»
در جمعبندی، گزارش نتیجه میگیرد که الگوی «ساخت روایت برای جنگ» در سیاست خارجی غرب تکرارشونده است و رسانهها نقش کلیدی در مشروعیتبخشی به مداخلات نظامی دارند،؛ بهویژه در شرایط افزایش تنشهای کنونی.
خبرگزاری «سیجیتیان» چین در تحلیلی به پیامدهای جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران بر ساختار اقتصاد انرژی جهانی پرداخته و مدعی است این تحولات میتواند به بازنگری اساسی در نظم سنتی بازار نفت منجر شود.
در این تحلیل آمده است که اعلام خروج امارات متحده عربی از چارچوبهای مرتبط با اوپک و اوپکپلاس در اول مه، همزمان با تشدید تنشهای نظامی در منطقه، نشانهای از تغییر رویکرد کشورهای نفتی خلیج فارس نسبت به سازوکارهای قدیمی مدیریت بازار انرژی است. این رسانه این اقدام را نشانهای نمادین از بازنگری در پیوند میان امنیت، انرژی و سیاست خارجی کشورهای منطقه توصیف میکند.
سیجیتیان در ادامه تأکید میکند که مدل سنتی همکاری کشورهای خلیج فارس با آمریکا، که بر پایه تضمین امنیت نظامی در برابر استفاده از دلار در تجارت نفت شکل گرفته بود، در حال مواجهه با چالشهای جدی است. بر اساس این تحلیل، افزایش تنشهای منطقهای و جنگهای اخیر باعث شده برخی کشورها به دنبال تنوعبخشی به روابط اقتصادی و امنیتی خود باشند.
نویسنده همچنین مدعی است که چنین روندی میتواند در بلندمدت بر جایگاه دلار در تجارت جهانی انرژی اثرگذار باشد و شکافهایی در ساختار موسوم به «نظام پترودلار» ایجاد کند؛ نظامی که طی دهههای گذشته ستون اصلی تعاملات مالی در بازار نفت بوده است.
در مجموع، این گزارش جنگ و تنشهای جاری در خاورمیانه را عاملی برای تسریع تغییرات در نظم انرژی جهانی و کاهش وابستگی سنتی به ساختارهای مالی تحت رهبری آمریکا ارزیابی میکند.
خبرگزاری روسی «اسپوتنیک» در گفتوگو با «جو لومباردو» از چهرههای فعال ضدجنگ در آمریکا، به افزایش «خستگی از جنگ» در میان افکار عمومی این کشور پرداخته و آن را زمینهساز طرح روایتهای انتقادی درباره بحران اوکراین دانسته است.
لومباردو تأکید میکند که کاهش حمایت عمومی از مداخلات نظامی، فرصت بیشتری برای پرداختن به موضوعاتی مانند حادثه سال ۲۰۱۴ در اودسا فراهم کرده است. به گفته وی، جامعه آمریکا که از هزینههای سنگین جنگها و تداوم درگیریهای خارجی خسته شده، اکنون آمادگی بیشتری برای شنیدن روایتهایی دارد که پیش از این کمتر در رسانههای جریان اصلی بازتاب مییافت. او معتقد است این شرایط به فعالان ضدجنگ امکان داده تا توجه افکار عمومی را به آنچه «کشتار اودسا» خوانده میشود جلب کرده و خواستار بررسی و پاسخگویی درباره این حادثه شوند.
در ادامه این گفتوگو، به افزایش بیاعتمادی نسبت به سیاستهای خارجی آمریکا اشاره شده و این موضوع یکی از عوامل مهم در تغییر تدریجی نگرش جامعه آمریکا توصیف میشود. به باور وی، چنین روندی میتواند به تقویت جریانهای مخالف جنگ و افزایش فشار داخلی بر دولت آمریکا برای تجدیدنظر در رویکردهای مداخلهجویانه منجر شود.
رسانههای رژیم صهیونیستی
یک رسانه صهیونیستی نوشت درگیریهای امروز عمدتاً هوایی و مبتنی بر موشک و پهپاد هستند و حتی در صورت ایجاد منطقه حائل در مرز لبنان، حملات حزب الله به شهرکنشینان متوقف نخواهد شد. مجله صهیونیستی ۹۷۲ در گزارشی نوشت: آتشبس میان لبنان و اسرائیل احتمالاً مانع ادامه سیاستهای توسعهطلبانه تل آویو در جنوب لبنان نخواهد شد.
اقدامات اسرائیل در قالب ایجاد «مناطق حائل» و ایده «مرزهای طبیعی» نشان میدهد که هدف نهایی، کنترل و حتی تغییر بافت جمعیتی در مناطق مرزی است، نه صرفاً توقف درگیریها. این رسانه صهیونیستی افزود: آتشبس بیشتر یک توافق شکننده و تاکتیکی توصیف میشود تا یک تغییر راهبردی. اسرائیل سابقه طولانی در تضعیف آتشبسها و ادامه عملیات نظامی حتی در جریان مذاکرات دارد و از لبنان نیز بهعنوان جبههای برای فشار بر ایران و آمریکا استفاده می کند.
مجله ۹۷۲ نوشت: دکترینهای قدیمی امنیتی مانند «رود لیتانی بهعنوان مرز طبیعی» و «مناطق حائل» همچنان مبنای سیاستهای تل آویو هستند، هرچند در جنگهای مدرن کارایی محدودی دارند. با وجود این، این سیاستها بهانهای برای جابهجایی جمعیت و فشار بر غیرنظامیان شدهاند.
این رسانه وابسته به چپگرایان در رژیم صهیونیستی افزود: درگیریهای امروز عمدتاً هوایی و مبتنی بر موشک و پهپاد هستند و مرزهای زمینی نمیتوانند امنیت واقعی ایجاد کنند. در نتیجه، حتی در صورت ایجاد منطقه حائل، حملات متوقف نخواهد شد. مسئله اصلی نه امنیت، بلکه تمایل به سلطه و تغییر واقعیتهای سیاسی و جغرافیایی در لبنان و منطقه است.
یک رسانه صهیونیستی، هدف نهایی جنگ تحمیلی سوم علیه ایران و حتی مذاکرات پس از آن را زمینهسازی برای خروج اورانیوم غنی شده ایران عنوان و تحقق نیافتن آنرا شکست بزرگ اعلام کرد.
روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل» نیز در گزارشی با عنوان «مقام ارشد ارتش اسرائیل: اگر اورانیوم غنیشده خارج نشود، جنگ با ایران یک شکست بزرگ خواهد بود»، نوشت: یک مقام ارشد نظامی اسرائیل روز جمعه اعلام کرد اگر ذخیره بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم بسیار غنیشده ایران پس از جنگ اخیر از این کشور خارج نشود، این عملیات میتواند «یک شکست بزرگ» تلقی شود. این رسانه صهیونیستی ضمن اذعان به صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران، افزود: مقامات اسرائیلی گفتهاند این میزان اورانیوم برای ساخت ۱۱ بمب هستهای در صورت غنیسازی بیشتر کافی است. ایران همواره تأکید کرده برنامه هستهایاش صلحآمیز است، هرچند سطح غنیسازی آن نزدیک به سطح تسلیحاتی است.
تایمز اسرائیل با اشاره به شکست اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ در جنگ تحمیلی دوم، ایجاد اغتشاشات بیشتر را هدف جنگ تحمیلی سوم اعلام کرد و نوشت: اسرائیل در تاریخ ۲۸ فوریه، همراه با آمریکا، عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کرد تا توان نظامی این کشور را تضعیف کند، تهدیدهای ناشی از برنامههای هستهای و موشکی را کاهش دهد و شرایطی ایجاد کند تا مردم ایران علیه حکومت قیام کنند.
این مقام ارشد تل آویو به تایمز اسرائیل گفت: اگر در مذاکرات جاری میان آمریکا و ایران توافقی برای خارج کردن اورانیوم و توقف غنیسازی حاصل نشود، دستاوردهای ۴۰ روز جنگ بینتیجه خواهد بود. اگر هدف هستهای محقق نشود، همه کاری که در ایران انجام دادیم یک شکست بزرگ خواهد بود و ایران میتواند برنامه هسته ای خود را احیا کند. روزنامه صهیونیستی تایمز اسرائیل، هدف آمریکا از مذاکره با ایران را دستیابی به اورانیوم غنی شده دانست و افزود: اگر اورانیوم از طریق دیپلماسی خارج شود، مأموریت اسرائیل انجام شده است؛ اما در غیر این صورت، اسرائیل ممکن است مجبور به انجام عملیات نظامی دیگری در ایران شود.
یک رسانه صهیونیستی با اشاره به ناتوانی ارتش رژیم صهیونیستی در مقابل پهپادهای پیشرفته حزب الله لبنان، درباره انتقال فناوری ساخت این پهپادها به حماس و دیگر گروه های مقاومت ابراز نگرانی کرد. روزنامه صهیونیستی «اسرائیل هیوم» در گزارشی با عنوان «مقام اسرائیلی: ترامپ دست ما را بسته است؛ حماس ممکن است از حزبالله تقلید کند»، نوشت: مقامهای اسرائیلی از استفاده حزبالله از پهپادهای انفجاری بهشدت ابراز نگرانی کردهاند و میگویند کل منطقه در حال مشاهده این روند است. در هفته گذشته، سه اسرائیلی بر اثر این پهپادها کشته شدهاند.
یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل به روزنامه اسرائیل هیوم گفت: مدتهاست چنین احساس درماندگی نکردهایم. ما در یک تله راهبردی گرفتار شدهایم. از یک سو نمیتوانیم جنگ را متوقف کنیم و از جنوب لبنان عقبنشینی کنیم، زیرا این به معنای پذیرش شکست خواهد بود. از سوی دیگر نمیتوانیم پیشروی یا ابتکار عمل داشته باشیم، زیرا ترامپ(به خاطر توافق آتش بس با ایران) جلوی ما را میگیرد. اسرائیل هیوم نوشت: درماندگی تل آویو عمدتاً به ناتوانی ارتش اسرائیل در مقابله با تهدید پهپادها مربوط میشود. در یکی از حملات، یک پهپاد انفجاری باعث کشته شدن سرباز «لیم بن همو» و زخمی شدن ۱۵ سرباز دیگر شد. این رسانه صهیونیستی افزود: با وجود اینکه این تهدید از مدتها قبل قابل پیشبینی بود، ارتش اسرائیل و کل دستگاه امنیتی این رژیم نتوانستند ماهها برای آن راهحل مؤثری پیدا کنند.
اکنون نیروهای میدانی بهصورت موقت و ابتکاری از روشهایی مانند تورهای دستساز استفاده میکنند، اما این اقدامات کافی نیست. مقامهای ارشد امنیتی تل آویو میگویند کل منطقه عملکرد موفق حزبالله در استفاده از پهپادها را زیر نظر دارد و بدون تردید همه دشمنان اسرائیل تلاش خواهند کرد این فناوری را به دست آورند. به گفته آنها، این احتمال وجود دارد که حماس در غزه نیز برای دستیابی به این پهپادهای ارزانقیمت تلاش کند و حتی در کرانه باختری نیز امکان قاچاق و استفاده از آنها وجود دارد.
۰۱:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۳


نظر شما