۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۵۶

زلزله در دکترین امنیت دریایی؛خروج هرمز از «سایه ناوها» و تولد نظم نوین

زلزله در دکترین امنیت دریایی؛خروج هرمز از «سایه ناوها» و تولد نظم نوین

خلیج فارس دیگر آن پهنه آبی آسیب‌پذیر و تحت‌الحمایه نیست که با جابه‌جایی یک ناو هواپیمابر آمریکایی در واشنگتن، لرزه بر اندام برخی پایتخت‌های حاشیه آن بیفتد.

خبرگزاری مهر __گروه سیاست: خلیج فارس دیگر آن پهنه آبی آسیب‌پذیر و تحت‌الحمایه نیست که با جابه‌جایی یک ناو هواپیمابر آمریکایی در واشنگتن، لرزه بر اندام برخی پایتخت‌های حاشیه آن بیفتد. پیام صریح و راهبردی رهبر انقلاب اسلامی در دهم اردیبهشت ۱۴۰۵، فراتر از یک سخنرانی سیاسی، رونمایی رسمی از «نظم نوین هرمز» بود؛ سندی که نقطه عطفی در تاریخ معاصر امنیت دریایی منطقه به شمار می‌رود. این پیام نه تنها بازتعریف نقش ایران در آبراه حیاتی خلیج فارس و تنگه هرمز است، بلکه به مثابه اعلام پایان یک قرن هژمونی یک‌جانبه غرب در یکی از مهم‌ترین کریدورهای انرژی جهان تلقی می‌شود.

۱. عبور از «توهم امنیت خریدنی» به «واقعیت اقتدار بومی»

برای دهه‌ها، دکترین امنیتی برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس بر پایه یک فرضیه غلط و خطرناک استوار بود: امنیت قابل خرید و وارداتی است. این کشورها با واگذاری سرزمین برای احداث پایگاه‌های نظامی خارجی، به‌ویژه آمریکایی، تصور می‌کردند که بیمه‌نامه‌ای دائمی برای بقای سیاسی خود امضا کرده‌اند. میلیاردها دلار هزینه برای خرید تسلیحات پیشرفته و میزبانی از ناوگان‌های غربی، قرار بود سایه‌ای محافظ بر فراز آن‌ها بگستراند.

اما تحولات شصت روز اخیر، به‌ویژه شکست مفتضحانه بزرگ‌ترین لشکرکشی قرن، این حباب را برای همیشه ترکاند. زمانی که پیشرفته‌ترین سامانه‌های راداری، پدافندی و اطلاعاتی ایالات متحده در برابر اراده ملی، خلاقیت بومی و فناوری‌های ایرانی ناکارآمد نشان داده شدند، پیام شفاف به تمام منطقه مخابره شد: پایگاه‌های خارجی حتی در تأمین امنیت خود ناتوان‌اند، چه رسد به دیگران.

این بخش از پیام رهبر معظم انقلاب، دعوتی هوشمندانه و در عین حال هشدارآمیز به نخبگان سیاسی کشورهای همسایه بود؛ دعوتی برای بیدار شدن از خواب وابستگی و رهایی از چرخه‌ای که تنها ذلت، هزینه‌های هنگفت و ناامنی ساختاری به بار آورده است.

۲. مدیریت جدید تنگه هرمز: قواعد بازی عوض شده است

بند کلیدی پیام درباره «اعمال مدیریت جدید بر تنگه هرمز» بدون شک موضوع داغ تحلیل‌گران پنتاگون، اندیشکده‌های بروکسل و لندن خواهد بود. ایران دیگر صرفاً یک «ناظر» بر عبور و مرور نیست؛ بلکه به عنوان قدرتی که توانسته است فناوری‌های نانو، هسته‌ای، موشکی و دریایی را به‌صورت هم‌افزا به کار گیرد، قصد بازنویسی قواعد حقوقی و عملیاتی این آبراه را دارد.

مدیریت جدید به چه معناست؟

- امنیت آبراه برای ملت‌های منطقه و تجارت مشروع، نه برای متخاصمان و رژیم‌های متجاوز. - پایان دادن به «قداره‌کشی دریایی» و راهزنی سازمان‌یافته تحت عنوان ائتلاف‌های بین‌المللی.

- گذار از «پاسبانی» به «مدیریت راهبردی» با تکیه بر پشتیبانی ۹۰ میلیونی مردم ایران و ظرفیت‌های نظامی-فناورانه بومی.

- تأکید بر حاکمیت ملی و حقوق تاریخی ایران بر این تنگه، در چارچوبی که حقوق بین‌الملل را از تفسیر یک‌جانبه آمریکایی پاکسازی کند.

این رویکرد، تنگه هرمز را از یک گلوگاه آسیب‌پذیر برای ایران به یک اهرم قدرت‌آفرین برای کل منطقه تبدیل خواهد کرد.

۳. از «نفت خام» به «قدرت دانش‌بنیان»؛ پیوند ساحل و آزمایشگاه

یکی از هوشمندانه‌ترین وجه‌های این پیام، پیوند عمیق میان امنیت دریایی و ظرفیت‌های علمی-فناورانه کشور بود. رهبر انقلاب با اشاره صریح به حوزه‌های نانو، بیوتکنولوژی، هسته‌ای و موشکی، این واقعیت را برجسته کردند که اقتدار دریایی ایران در قرن بیست‌ویکم، دیگر صرفاً به تعداد شناورها و بدنه آهنی محدود نمی‌شود؛ بلکه ریشه در مغزهای متفکر، دانشمندان جوان و اکوسیستم نوآوری دارد که مرزهای تکنولوژی جهانی را جابه‌جا کرده‌اند.

این پیوند استراتژیک به معنای آن است که خلیج فارس آینده: - نه فقط صادرکننده بشکه‌های نفت، - بلکه هاب فناوری، مرکز نوآوری‌های دریایی، انرژی‌های نو و امنیت سایبری منطقه‌ای خواهد بود.

چنین نگاهی، امنیت را از یک مفهوم نظامی صرف به یک پارادایم جامع (اقتصادی-علمی-نظامی) تبدیل می‌کند.

۴. پایان عصر «بازیگر غریبه» و افول هژمونی فراآتلانتیکی

جمله کلیدی «بیگانگان جایی در منطقه ندارند مگر در قعر آب‌هایش»، تندترین، واقع‌بینانه‌ترین و در عین حال راهبردی‌ترین بخش پیام بود. این یک تهدید تاکتیکی نیست، بلکه تشریح یک بن‌بست راهبردی و اقتصادی برای غرب است. زمانی که هزینه‌های نظامی، لجستیکی و سیاسی حضور در خلیج فارس از منافع آن فراتر رود، فرآیند خروج اجتناب‌ناپذیر خواهد شد.

رهبر انقلاب با تأکید بر سرنوشت مشترک ایران و همسایگان، تصویری از آینده ترسیم کردند که در آن ایران به دنبال «امپراتوری» یا سلطه‌گری نیست، بلکه اتحادیه قدرتمند منطقه‌ای را پیگیری می‌کند؛ اتحادیه‌ای که ثروت عظیم خلیج فارس در خدمت رفاه، توسعه و پیشرفت مردمان منطقه قرار گیرد، نه صرف تسلیح‌سازی و جنگ‌افروزی قدرت‌های دور.

۵. پیامدهای راهبردی و افق پیش‌رو

- برای ایران: تقویت جایگاه به عنوان قدرت محوری امنیت انرژی جهانی و بازیگر اصلی در معماری امنیتی جدید.

- برای همسایگان: فرصتی تاریخی برای بازنگری در سیاست خارجی، کاهش وابستگی‌های پرهزینه و پیوستن به یک نظم بومی-مشترک.

- برای غرب لزوم پذیرش واقعیت چندقطبی شدن جهان و خروج تدریجی از مناطق تحت نفوذ.

- برای بازار جهانی انرژی: کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی ناشی از حضور نیروهای خارجی و حرکت به سمت ثبات بیشتر مبتنی بر توازن قوا منطقه‌ای.

بیانیه استقلال آبی ایران

پیام دهم اردیبهشت ۱۴۰۵ را باید بیانیه استقلال آبی جمهوری اسلامی ایران نامید. فصلی نوین در تاریخ منطقه که در آن تنگه هرمز از ابزاری برای فشار بر ایران به اهرمی برای نظم‌بخشی عادلانه‌تر به مناسبات جهانی تبدیل می‌شود.

فردا، هنگامی که خورشید بر پهنه نیلگون خلیج فارس طلوع کند، پرتوهای آن بر آب‌هایی خواهد تابید که دیگر سایه سنگین ناوهای غریبه بر آن سنگینی نمی‌کند. خلیج فارس، اکنون بیش از همیشه فارس است؛ از اعماق تاریخ تمدنی تا قله‌های دانش و فناوری روز.

این، همان آینده‌ای است که وعده داده شده بود و اکنون در حال تحقق است.

کد مطلب 6817272

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۰:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۲
      11 1
      اگر هرمز زودتر مدیریت می شد نه آمریکا جرات شروع جنگیو داشت نه ایران نزدیک 10هزار نفرش کشته می شد