۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۹:۱۹

روایتی از شب موشک و آوار؛ وقتی آسمان بر سرِ خانه‌های محلات فریاد زد

روایتی از شب موشک و آوار؛ وقتی آسمان بر سرِ خانه‌های محلات فریاد زد

محلات- دهم فروردین، انفجار موشک‌ها سکوتِ شهرکِ امام خمینیِ محلات را شکست و خانه‌ها را به ویرانه‌ای بدل کرد اما در میانِ آوارِ غم و اندوه، فریادِ مقاومت و همدلی، پژواک یافت.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: جنگ همواره یکی از تلخ‌ترین و ویرانگرترین پدیده‌های تاریخ بشر بوده است، پدیده‌ای که بیش از هر چیز، جان انسان‌های بی‌گناه را هدف قرار می‌دهد و آرامش خانواده‌ها را از میان می‌برد، حمله وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور ایران در ماه رمضان نیز نمونه‌ای آشکار از خشونت و تجاوزی است که نتیجه‌ای جز شهادت مظلومانه زنان، کودکان و نابودی زندگی خانواده‌های بی‌دفاع نداشته است، در چنین حوادثی، درد و رنج تنها به لحظه حمله محدود نمی‌شود، بلکه آثار عمیق آن تا سال‌ها در روح و جان جامعه باقی می‌ماند.

بازماندگان این حوادث، خود سندی زنده و محکم بر جنایت انجام‌شده علیه مردم بی‌گناه هستند، اشک مادران، داغ فرزندان، و خانه‌هایی که در یک لحظه به ویرانه تبدیل شده‌اند، گواه روشنی بر حقیقت این فجایع و بی رحمی مستکبران است، صدای مظلومیت خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست داده‌اند، باید شنیده شود تا جهان بداند که قربانیان اصلی جنگ، مردمانی هستند که هیچ نقشی جز زندگی در صلح و امنیت نداشته‌اند.

به این منظور خبرنگار مهر به سراغ دو نفر از بازماندگان و شاهدان حمله وحشیانه دشمن آمریکایی، صهیونیستی به شهرستان محلات رفت و به گفتگو پرداخت، «سمیه ناصر محمدی» که در این حمله، دو فرزند و همسر خود را از دست داد و «فاطمه جعفری» یکی از ساکنین که هنگام حمله موشکی در محل حادثه و در منزل خود حضور داشت.

دوری همسر و ۲ فرزندانم، جز با استعانت از خداوند متعال و اهل بیت (ع) قابل تحمل نیست‌

همسر و مادران شهیدان وفایی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به ویژگی‌های شهید مهدی وفایی اظهار کرد: همسرم دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی معماری بودند و سال ۱۳۸۱ ازدواج کردیم و حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های محمد صدرا (متولد ۱۳۸۶) و امیرعلی (متولد ۱۳۹۵) است.

روایتی از شب موشک و آوار؛ وقتی آسمان بر سرِ خانه‌های محلات فریاد زد

وی ادامه داد: محمد صدرا در زمان شهادت، دانشجوی سال اول مهندسی صنایع و امیرعلی پایه سوم ابتدایی بود.

سمیه ناصرمحمدی افزود: شهید مهدی وفایی از نظر اخلاقی، انسانی بسیار مهربان، نجیب، باوقار، متواضع، صبور، نوعدوست، اهل احسان، با طمأنینه، صادق و خالص بود و ذره‌ای ریا و خودستایی در وجودش نداشت و از نظر دینی نیز به اعمال واجب و مستحب، از جمله نماز شب، مقید بود، رفتار و منش ایشان میان اقوام و دوستان، تحسین‌برانگیز و غبطه‌برانگیز بود.

مادر شهیدان وفایی اظهار کرد: سیره حضرت زینب (س) و ائمه اطهار که تحمل رنج دوری از عزیزان را در مسیر خداوند افتخار می‌دانستند، بزرگترین کمک و پشتیبان من در این مسیر بود، آن بزرگواران نشان دادند که صبر در راه آرمان و دفاع از حق، نه فقط تحمل‌پذیر، که ارزشمند و الهام‌بخش است.

وی افزود: تحمل دوری همسر و فرزندان عزیزم، چنان دشوار است که جز با استعانت از خداوند متعال و اهل بیت (ع) قابل تحمل نیست‌.

همسر شهید مهدی وفایی با اشاره به نقش مادر شهید در تربیت ایشان گفت: آقامهدی از نظر اخلاقی و منش، شباهت زیادی به مادر بزرگوارشان داشت، مادر همسرم بانویی مؤمنه، خوش‌اخلاق و خوش‌رو، دغدغه‌مند قشر مستضعف و دستگیر فقرا بودند و ایشان فرزندانشان را در کنار پدر مرحوم همسرم در محیطی معنوی و در بستر یک زندگی ساده تربیت کردند.

ناصر محمدی تصریح کرد: شهید مهدی وفایی وقتی خبر شهادت فرماندهان و به‌ویژه شهادت مظلومانه رهبر انقلاب را شنیدند، بسیار غبطه خوردند زیرا ایشان شهادت را بزرگترین افتخار می‌دانست و رسیدن به چنین جایگاهی برایش بسیار ارزشمند بود.

وی ادامه داد: شایسته است نسل جوان و نوجوان سه نکته را همیشه به خاطر داشته باشند، اول اینکه قدرشناس این امنیت و شرایط باشند و بدانند که برای وضع موجود، چه جان‌های گرامی شده است.

وی ادامه داد: به نسل جوان و نوجوان توصیه میکنم دل به نداهای وحدت‌شکن و اختلاف‌افکن ندهند و بدانند که ما خودمان باید برای توسعه و شکوفایی ایران تلاش کنیم و اوج ساده‌لوحی و خامی است که گمان کنیم مشتی خارج‌نشین و آمریکا و اسرائیل، خیر و صلاح این مردم و مملکت را می‌خواهند و امید به آنها خیال باطل و پوچ است.

حمله بی‌رحمانه دشمن به منازل مسکونی به نمادی از مقاومت و وحدت مردم تبدیل شده است

فاطمه جعفری، شاهد عینی این فاجعه در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: دوشنبه، دهم فروردین ماه، حمله دشمن در حدود ساعت ۲۳ رخ داد .

جعفری، شاهد عینی این فاجعه، هنوز هم با لرزش صدا از آن شب می‌گوید: در خانه‌ نشسته بودم و همه اعضای خانواده در آرامش به سر می‌بردند، ناگهان صدای مهیبی از آسمان شنیده شد که یکی فریاد زد «جنگنده!» اما کلامش ناتمام ماند.

وی ادامه داد: صدای انفجار چنان شدید بود که انگار زمین زیر پاها ترک برداشت و همه شیشه‌ها مثل باران ریختند و صدای آوار آنقدر بلند بود که قلبم از ترس می‌تپید و در آن لحظات، هیچ‌کس نمی‌دانست چه سرنوشتی در انتظارشان است و فضای آرام خانه، جای خود را به وحشت مرگ داد.

این شاهد عینی گفت: حمله بی‌رحمانه دشمن ، دوازده نفر از همسایگان مهربان را شهید کرد، دشمن بی‌رحم، تفاوتی میان زنان، مردان، کودکان و خانواده‌ها قائل نشد و همه را بدون توجه به شغل یا دیدگاه‌هایشان هدف قرار داد و حتی کودکان معصوم که در آغوش مادران بودند، در امان نماندند و به قتل رسیدند.

وی اظهار کرد: اما در میان این غم عمیق، نوری از امید نیز روشن شد و در آن لحظات وحشتناک، وقتی دیدیم که نیروهای امدادی و آمبولانس‌ها با سرعتی باورنکردنی به صحنه آمدند، دلگرمی عجیبی به ما داد و حضور سریع آن‌ها در میان آوارها، نشان‌دهنده هوشیاری و دلسوزی نیروهای مردمی و کشور بود.

وی ادامه داد: دشمن فکر می‌کرد با کشتن کودکان و بی‌رحمی، ما را می‌ترساند، اما نتیجه عکس داد و این بی‌رحمی، فقط باعث شد مردم بیشتر با هم متحد شوند و با قدرت بیشتری در کنار نیروهای نظامی و امدادی بایستند.

امروز، نام کوچه شهید محسن شاهرخی، فریاد بلند مقاومت و ایستادگی تمام ملت ایران است و هر خانه‌ای که در این کوچه بود، حالا نمادی از عشق به وطن و نفرت از بی‌رحمی دشمن است.

کد مطلب 6825107

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha