۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۴۱

روایت پدر و مادر شهیدی که پسرشان را تا آسمان بدرقه کردند

روایت پدر و مادر شهیدی که پسرشان را تا آسمان بدرقه کردند

شیراز- پدر و مادر شهید «محمدمهدی نجابت» از جوانی می‌گویند که میان علم، خانواده و عشق اهل‌بیت(ع)، قد کشید و در آستانه آغاز زندگی مشترک، به دست شقی‌ترین افراد زمین، به آسمان پرکشید.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- بهنام بهتری نژاد: در خانه‌ای که هنوز عطر حضورش میان دیوارها جاری است، پدری از «رفیق» روزهای زندگی‌اش حرف می‌زند و مادری از پسری که ستون آرامش خانه بود.

از جوانی که میان خنده‌های خواهرانه، دغدغه‌های علمی، مسئولیت‌پذیری خانوادگی و دلبستگی عمیق به اهل‌بیت(ع)، آرام‌آرام قد کشید و به تعبیر پدرش «راهش را پیدا کرده بود».

روایت پدر و مادر شهید محمدمهدی نجابت فقط روایت داغ یک فرزند نیست؛ روایت نسلی است که در هیاهوی روزگار، هم اهل علم بود، هم اهل معرفت، هم پای خانواده ایستاد و هم دغدغه مردم و انقلاب را در دل داشت.

جوانی که در ۲۴ سالگی، آینده‌ای روشن پیش رویش بود؛ از دانشگاه و فعالیت‌های دانش‌بنیان تا برنامه‌های بزرگ برای خدمت، اما تقدیر او را به مسیری رساند که پایانش آسمان بود.

در میان واژه‌های پدر و مادرش، تصویری دور از دسترس و افسانه‌ای از یک شهید ساخته نمی‌شود؛ آن‌ها از جوانی می‌گویند که می‌خندید، شوخی می‌کرد، ظرف می‌شست، دل خواهرهایش را به دست می‌آورد، نگران کشورش بود، برای علم وقت می‌گذاشت و در عین حال دلش را به حرم اهل‌بیت(ع) گره زده بود.

همین سادگیِ صادقانه است که روایت زندگی او را باورپذیر و نزدیک می‌کند؛ روایتی از جنس همین زندگی‌های معمولی، اما با قلبی که جهتش رو به آسمان بود.

مادرش هنوز پیام‌های آخر او را به خاطر دارد؛ همان جملاتی که از سفر حج برایش نوشت و خواست در بقیع دعایش کند «مادر شهید» شود.

پدرش هم هنوز روزی را فراموش نکرده که فرزندش برای آغاز زندگی مشترک راهی یک قرار ساده شد، اما دقایقی بعد خبر شهادتش در حمله دشمن صهیونیستی، همه‌چیز را تغییر داد.

با این حال، در میان این داغ سنگین، چیزی که بیشتر از اشک در کلام این پدر و مادر موج می‌زند، رضایت و افتخار است؛ رضایت از امانتی که خدا ۲۴ سال به آن‌ها سپرد و افتخار به جوانی که به گفته مادرش «در نوع خودش بهترین بود».

روایت پدر و مادر شهیدی که پسرشان را تا آسمان بدرقه کردند
شهید محمدمهدی نجابت در کنار آیت الله حائری شیرازی

محمد مهدی تربیت شده مکتب آیت الله حائری شیرازی بود

فاطمه حائری شیرازی مادر شهید محمدمهدی نجابت در گفتگو با خبرنگار مهر، از فرزندی سخن گفت که او را در خانه «صدرا» صدا می‌کردند؛ جوانی متولد نیمه شعبان سال ۱۳۸۰ که به گفته مادرش، از همان کودکی در فضایی آمیخته با ایمان، اخلاق و دغدغه‌های انقلابی رشد یافت.

وی با اشاره به نقش پدربزرگ‌های شهید در تربیت او گفت: مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی و مرحوم دکتر احمد نجابت هرکدام در شکل‌گیری شخصیت محمدمهدی نقش ویژه‌ای داشتند؛ یکی با تربیت اخلاقی و معنوی و دیگری با نگاه سیاسی و اجتماعی.

این مادر شهید با بغضی پنهان ادامه داد: من خودم را در تربیتش چندان مؤثر نمی‌دانم؛ هرچه بود لطف خدا بود و ما فقط واسطه بودیم.

شهیدی متعهد، خوش‌اخلاق و دغدغه‌مند

مادر این شهید، از روزهایی گفت که محمدمهدی هنوز کودکی شش یا هفت ساله بود و آیت‌الله حائری شیرازی با زبانی کودکانه، مفهوم احترام به مادر و مراقبت از رفتار را برای او توضیح می‌داد؛ مفاهیمی که به گفته او، در جان فرزندش نهادینه شد و تا پایان عمر همراهش ماند.

وی محمدمهدی را جوانی متعهد، خوش‌اخلاق و دغدغه‌مند توصیف کرد و افزود: با اینکه امکان ادامه تحصیل خارج از کشور را داشت، همیشه می‌گفت وظیفه دارم هرچه در توان دارم برای انقلاب و کشورم بگذارم.

شهید نجابت دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی مواد و متالورژی دانشگاه شیراز بود و به همراه دوستانش یک شرکت دانش‌بنیان راه‌اندازی کرده بود؛ مجموعه‌ای که با انگیزه فعالیت علمی و خدمت به کشور شکل گرفته بود.

اما روایت مادر شهید، بیش از هرچیز رنگ و بوی خانه داشت؛ خانه‌ای شلوغ با چهار فرزند که محمدمهدی در آن نقش ستون خانواده را ایفا می‌کرد.

این مادر شهید ادامه داد: وقتی برادر و خواهرهای کوچکش بی‌تابی می‌کردند، همه را به صدرا می‌سپردم. آنقدر با شوخی و خنده دلشان را به دست می‌آورد که غصه از دلشان می‌رفت. اگر فضای خانه سنگین می‌شد، با طنزهای خودش همه‌چیز را عوض می‌کرد.

روایت پدر و مادر شهیدی که پسرشان را تا آسمان بدرقه کردند

برایم نوشت: دعا کن مادر شهید شوی

وی از روزهایی گفت که همسرش به دلیل شرایط کاری بیشتر در تهران حضور داشت و محمدمهدی علاوه بر درس و دانشگاه، مسئولیت خانه و رسیدگی به خواهر و برادرهایش را نیز برعهده گرفته بود؛ از کمک در آشپزخانه تا برنامه‌ریزی درسی بچه‌ها.

خانم حائری شیرازی با لبخندی تلخ یادآور شد: گاهی وسط آشپزی دور و برم می‌چرخید. می‌گفتم چرا اینقدر دست و پاگیری؟ می‌گفت دارم برایت طنازی می‌کنم. بعد با خنده می‌گفت شاید خدا این کارها را ببیند.

وی تأکید کرد: ما نباید از شهدا چهره‌ای دور از دسترس بسازیم. محمدمهدی یک جوان عادی بود؛ می‌خندید، شوخی می‌کرد، گاهی نمازش صبح قضا می‌شد؛ اما مؤدب بود، خوش‌رفتار بود، مسئولیت‌پذیر بود و نسبت به خدا و جامعه‌اش احساس تکلیف می‌کرد.

مادر شهید نجابت سپس به خاطره‌ای از سفر حج خود در سال ۱۴۰۲ اشاره کرد و گفت: برایم در فضای مجازی نامه ای فرستاد و خواست در بقیع برایش دعا کنم. نوشته بود من لایق شهادت نیستم، اما دعا کن تو مادر شهید شوی.

وی ادامه داد: وقتی در سرزمین منا بودم پیام داد: مامان، شیطان را محکم سنگ بزن. بعد هم نوشته بود حلالم کن؛ اما من جواب دادم تو آنقدر حق به گردن ما داری که حتی شوخی‌اش هم زشت است.

این مادر شهید، لحظه وداع با فرزندش را اینگونه روایت کرد: وقتی داشتیم به خاک می‌سپردیمش، فقط گفتم راضیم... راضیم... راضیم... من چیزی برایش کم نگذاشتم و او در نوع خودش بهترین بود.

وی در پایان، با صدایی لرزان اما سرشار از ایمان گفت: همه دلخوشی من این است که خدا ۲۴ سال مرا لایق مادریِ چنین فرزندی دانست. اگر روزی دوباره ببینمش فقط می‌گویم دستم را بگیر تا من هم لایق باشم نزدیکت بمانم.

روایت پدر و مادر شهیدی که پسرشان را تا آسمان بدرقه کردند

پسرم رفیقم بود

علیرضا نجابت پدر شهید محمدمهدی نجابت در گفتگو با خبرنگار مهر از رابطه‌ای متفاوت با فرزندش سخن گفت؛ رابطه‌ای که بیش از پدر و پسری، رنگ رفاقت داشت.

وی با اشاره به توصیه مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی مبنی بر اینکه «پدر باید اولین رفیق پسرش باشد»، گفت: همیشه می‌گویم قبل از اینکه پسرم باشد، رفیق من بود.

این پدر شهید با مرور خاطرات نخستین روزهای تولد فرزندش افزود: محمدمهدی دهم آبان ۱۳۸۰ به دنیا آمد و من فردای آن روز عازم خدمت سربازی شدم. فقط یک‌بار در بیمارستان دیدمش و بعد از ۴۸ روز آموزشی دوباره برگشتم و او را در آغوش گرفتم.

خدا یک سیر تکاملی خوب برایش مقدر کرده بود

نجابت از علاقه ویژه مرحوم آیت الله حائری شیرازی و مرحوم دکتر احمد نجابت پدربزرگ‌ها به این شهید سخن گفت و تأکید کرد: هم خانواده، هم مادرش و هم مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیتش داشتند.

وی محمدمهدی را جوانی آرام، کم‌آزار و در مسیر رشد توصیف کرد و گفت: خدا یک سیر تکاملی خوب برایش مقدر کرده بود. هرچه بزرگ‌تر می‌شد، پخته‌تر و عمیق‌تر می‌شد.

به گفته پدر شهید، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فرزندش، دلبستگی عمیق به اهل‌بیت(ع) بود؛ علاقه‌ای که از نوجوانی در وجود او شکل گرفت.

وی افزود: اولین سفر اربعینش را وقتی فقط ۱۲ سال داشت رفت؛ همان سال‌هایی که داعش در عراق ناامنی ایجاد کرده بود و ما نگران بودیم. اما همان سفر انگار دلش را برای همیشه به اهل‌بیت(ع) گره زد.

نجابت همچنین از روحیه علمی فرزندش سخن گفت و ادامه داد: بسیار اهل مطالعه و دغدغه‌مند بود. نگاهش به علم فقط درس خواندن نبود؛ همیشه می‌گفت اگر علمی یاد می‌گیرم باید به درد کشور، مردم و انقلاب بخورد و شهید نجابت در حوزه انرژی‌های نو و باتری‌های ذخیره‌ساز انرژی فعالیت علمی و پژوهشی داشت و همراه دوستانش در یک شرکت دانش‌بنیان مشغول کار بود.

وی ادامه داد: او برای آینده‌اش چشم‌انداز داشت. من هیچ دغدغه‌ای نسبت به آینده‌اش نداشتم، چون راهش را پیدا کرده بود.

روایت پدر و مادر شهیدی که پسرشان را تا آسمان بدرقه کردند

روایت تلخ روز شهادت از زبان پدر

اما تلخ‌ترین بخش روایت این پدر، مربوط به روز شهادت فرزندش است؛ روزی که قرار بود درباره آغاز زندگی مشترک محمدمهدی گفت‌وگویی انجام شود.

این پدر شهید با بغضی سنگین گفت: ظهر نوزدهم اسفند، قرار بود برای صحبت‌های ازدواج با پدر دختر خانمی مؤمن و نجیب دیداری داشته باشند. قرار در مسجدالرسول شیراز گذاشته شده بود. حوالی ساعت دو و نیم صدای انفجار را شنیدم. نگران شدم، تماس گرفتم اما جواب نداد.

وی ادامه داد: وقتی به محل حادثه رسیدم، همان‌جا فهمیدم پسرم به شهادت رسیده؛ پهپاد یا هواپیمای دشمن صهیونیستی خودرو را هدف قرار داده بود و محمدمهدی همراه حاج حمید ذکری به شهادت رسیده بودند.

پدر شهید نجابت با وجود داغ سنگین فرزند، از آرامشی سخن می‌گوید که در دل این مصیبت احساس کرده است.

وی گفت: دو چیز برایم آرامش‌بخش است؛ اول اینکه در رکاب حضرت آقا و در مسیر انقلاب شهید شد و دوم اینکه به دست شقی‌ترین دشمنان بشریت به شهادت رسید؛ دشمنانی که فقط دشمن ایران یا مسلمانان نیستند، دشمن انسانیت‌اند.

ادب، تواضع، احترام به پدر و مادر سرلوحه کار محمدمهدی بود

نجابت، محبوبیت فرزندش را نتیجه اخلاق و رفتار او می‌داند و افزود: هرکسی از او حرف می‌زند فقط خوبی‌هایش را به یاد می‌آورد. یکی از اقوام می‌گفت هرچه فکر می‌کنم حتی یک نقطه منفی از او در ذهنم پیدا نمی‌کنم.

وی ادامه داد: ادب، تواضع، احترام به پدر و مادر، حسن خلق و محبت به اطرافیان ویژگی بارز محمدمهدی بود. من هیچ بدی‌ای از او نسبت به کسی ندیدم.

این پدر شهید در پایان، با نگاهی آمیخته به دلتنگی و افتخار گفت: خدا این امانت را ۲۴ سال به ما سپرد و بعد پس گرفت. امیدوارم امانت‌دار خوبی بوده باشیم. از روز شهادتش حضورش در زندگی ما پررنگ‌تر شده و حس می‌کنیم برکات الهی بیشتری در خانه جاری است. حالا فقط دعا می‌کنیم خودش دست ما را هم بگیرد.

کد مطلب 6824119

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha