خبرگزاری مهر - مجله مهر: حالا بیش از چهار دهه از آن روزی میگذرد که خرمشهر دوباره به آغوش ایران بازگشت؛ شهری که روزی دیوارهایش بوی باروت، خون و مقاومت میداد و نامش برای همیشه با ایستادگی گره خورد. سوم خرداد با نام آزادسازی خرمشهر، یادآور لحظهای است که مردمی با دستهای خالی، مقابل ارتشی تا دندان مسلح ایستادند و نگذاشتند ایمانشان سقوط کند. شهری که برای بازپسگیریاش، هم فرماندهان بزرگ جنگیدند و هم جوانان گمنامی که شاید خیلیها حتی نامشان را نشنیده باشند؛ از امیر رفیعی، که آخرین مدافع خرمشهر نام گرفت تا بهروز مرادی که روی دیوار شهر نوشت «آمدیم، نبودید» و نظرعلی بهاروند که پرچم ایران را دوباره بر فراز مسجد جامع کوبید و لقب علمدار خرمشهر را گرفت یا آن شیرزنانی که خیلیهایشان تا آخرین لحظات خرمشهر را تنها نگذاشتند و بعد از پیروزی سوم خرداد سهم بسزایی در بازپسگیری خرمشهر داشتند از مریم امجد که به او لقب اولین و تنها زن مسلح خرمشهر را دادهاند؛ تا شهناز حاجی شاه که اولین دختر شهید خرمشهر بود و سکینه حورسی که در مقاومت خرمشهر یکی از فرماندهان شهید جهان آرا محسوب میشد.

اما فتح خرمشهر این واقعه تاریخی بزرگ؛ یک روایت تکرارشونده در حافظه این سرزمین است. روایت مردمانی که هر وقت احساس کردهاند خاک، امنیت و عزت کشورشان هدف گرفته شده، دوباره از دل زندگی روزمره برخاستهاند و کنار هم ایستادهاند. همان روحیهای که روزی کوچههای خرمشهر را پر کرده بود، سالها بعد هم در شکل و شمایلی تازه خودش را نشان داد؛ در روزهایی که ایران در میانه تهدیدها، فشارها و جنگ ترکیبی رسانهای، امنیتی و نظامی مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت.
فاتحان امروز، شاید دیگر خاکریزهای دهه شصت را ندیده باشند، اما شباهتشان با فاتحان خرمشهر کم نیست. همان گمنامی، همان بیادعایی و همان ایستادن تا آخر خط. از نیروهای پدافندی و مدافعان امنیت گرفته تا دانشمندانی که زیر شدیدترین تحریمها چرخه علم و فناوری را متوقف نکردند؛ از فرماندهانی که در میدان منطقه جنگیدند تا مردمی که زیر فشار اقتصادی، عملیات روانی و تهدیدهای مداوم، کشور را تنها نگذاشتند.

اگر خرمشهر روزی با مقاومت مردم آزاد شد، امروز هم بسیاری معتقدند آنچه ایران را در برابر فشارها و تقابلهای سنگین حفظ کرده، فقط تجهیزات نظامی نبوده؛ بلکه همان سرمایهای است که سال ۶۱ خرمشهر را پس گرفت: ایستادگی مردم. مردمی که بارها نشان دادهاند وقتی پای ایران در میان باشد، اختلافها را کنار میگذارند و شبیه همان جمله معروف روی تابلوی ورودی خرمشهر میشوند؛ «جمعیت؛ همه ایران».

در جنگهای امروز، شاید تصویر نبردها دیگر شبیه کوچههای خونین خرمشهر نباشد؛ جنگها پیچیدهتر شدهاند، از رسانه و اقتصاد تا ترور و حملات امنیتی امتداد پیدا کردهاند، اما یک چیز تغییر نکرده است؛ این سرزمین هنوز هم فاتحان گمنامی دارد که بیسروصدا از آن محافظت میکنند. آدمهایی که شاید نامشان در کتابها نماند، اما ایستادگیشان در قلب و حافظه مردم ثبت میشود.
خرمشهر یک آزمون تاریخی بود. آزمونی که نسل دیروز از آن سربلند بیرون آمد و حالا نسل امروز، در میانه نبردهای تازه، تلاش میکند همان روایت را ادامه دهد؛ روایت ماندن و ایستادگی زیر پرچم کشورمان ایران.



نظر شما