به گزارش خبرنگار مهر، نماینده دادستان در ادامه جلسه دادگاه کیفرخواست آقای ب.د مدیرعامل شرکت الیت منطقه آزاد انزلی ساکن تهران و بندرانزلی، آزاد با تودیع وثیقه به ارزش ده میلیارد ریال را قرائت کرد:
1ـ شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور با مشارکت در شبکه چند نفری برای ارتکاب جرایمی نظیر کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع به نفع گروه امیرمنصور آریا با شرکت در معاملات صوری و LCها و تنزیلهای غیرقانونی به تعداد سه فقره جمعاً به مبلغ هفتصد و شصت میلیارد و نهصد میلیون ریال؛
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم، موضوع تعداد سه فقره گشایش اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبه گروه ملی اهواز و تنزیل شده به تقاضای شرکت الیت منطقهی آزاد انزلی به مبلغ هفتصد و شصت میلیارد و نهصد میلیون ریال.
با توجه به محتویات پرونده، تحقیقات به عمل آمده، اظهارات خانمها ج.ا. و م.ز.، احراز علم متهم به تقاضای تنزیل از جانب شرکت الیت انزلی و علت تأسیس شرکت الیت انزلی و گزارش مراجع ذیربط به شرح مذکور در گردشکار اتهامات وی محرز است.
ا.ش. در بازجویی مورخ 28/7/1390 در پاسخ به این سؤال که آیا مدیران شرکت فولادفام و الیت از جریان برداشت مبالغ توسط شرکت امیرمنصور مطلع بودهاند؟ و نقش آنان چه بوده است، اظهار نموده: «دقیقاً میدانستند که مبالغ از حسابهای ایشان برداشت میگردید، چون پس از امضاء مدارک مربوط به واگذاری عواید به بانک، وجه به حساب ایشان واریز میگردید، اعلام میشد که پول قابل برداشت است و در پارهای از موارد شخصاً اقدام به انتقال وجوه نمودهاند به حسابهای امیرمنصور آریا که مدارک آن نیز قابل ارائه میباشد.».
اظهارات متهم ب.د. در بازجویی مورخ 18/7/1390: «اینجانب ب.د. در آذر ماه 1388 به عنوان ترخیص کار و مسؤول حمل کالاهای آهنآلات شرکت امیرمنصور آریا (تجارت گستران) از استان مازندران... شروع به فعالیت کردم... در حدود برج 5 سال 1389 آقای ب.ب. و شرکت امیرمنصور آریا به اینجانب گفتند که شرکتی ثبت کنید با آقای ا .م. و آقای ا. ن. ... بعد از چند ماه ما هیچ کاری انجام ندادیم و حق امضاء اوراق بهادار در شرکت الیت با رییس هیأت مدیره به صورت ثابت و یکی از اعضاء آن میباشد و من در هیچ بانکی، گشایش انجام ندادهام و هیچ دسته چکی را من امضاء نکردهام... اینجانب مدیرعامل شرکت الیت منطقه آزاد انزلی میباشم که در تاریخ 9/10/1389 به من گفتند که شما را از الیت برمیداریم و مدیر شرکت ایمن تراز آریا میشوید... و دیگر من هیچ اطلاعی از کارهایی که در شرکت الیت انجام دادهاند ندارم...
سندهای منزل اینجانب در رهن بانک میباشد؛ زیرا با اعتمادی که به این گروه یا مجموعه داشتم آن را در رهن بانک برای آنها گذاشتم که در قبال آن به من ماهی چهل میلیون ریال پرداخت میکردند که از سال 1387 این کار انجام شده است... در شرکت الیت، من به عنوان مدیرعامل و آقای ا.ن. به عنوان نایب رییس هیأت مدیره و آقای ا. م. به عنوان رییس هیأت مدیره انتخاب گردید. از زمان ثبت تاکنون به ما هیچ گونه اعلام برای انجام کاری از طرف شرکت امیرمنصور آریا تاکنون نیامده است و من هیچ گونه گشایش اعتبار اسنادی و هیچ چکی را امضاء نکردهام و چکها توسط آقای ا. م. و آقای ا .ن. امضاء میشد... من از همان روز اول دسته چکها را تحویل آقای ا. م. دادم و به او گفتم من از کارهای مالی سر در نمیآورم... حق امضاء اسناد و اوراق تعهدآور شرکت با امضاء ثابت آقای ا. م. به عنوان رییس هیأت مدیره و یکی از اعضاء هیأت مدیره میباشد و فکر میکنم که امضاء اینجانب احتمالاً در شرکت توسط آقای ب. ب. جعل میشده است و فکر میکنم آقای ا.ن. و ا. م. هم هیچ گونه امضاء در خصوص اعتبار اسنادی نکردهاند، ولی چکها را [برای انتقال وجوه] آنها امضاء میکردند...».
اظهارات ا. ن. در جلسهی بازجویی مورخ 19/7/1390: «در مورد دسته چک، اینجانب فقط چکی که در دفتر استان از بانک گرفته بودیم به صورت سفید امضاء در اختیار دفتر تهران قرار داده، چون اعلام گردیده بود که در آیندهی نزدیک این شرکت قرار است فعالیت خود را شروع بکند، با حساب این شرکت فعالیت گردش [مالی] انجام دهند... فقط دسته چک بانک ملی و صادرات انزلی به صورت سفید امضاء با امضای من و آقای ا .م.، در اختیار آقای د. قرار گرفته تا به تهران ببرند... از آقای ا. م. پرسیدم، گفت چکها در اختیار آقای ا. ش. قرار داده شده...» .
اظهارات خانم ج. ا. در بازجویی مورخ 21/8/1390: «آقای ب. د. از دوستان قدیمی آقای ب. ب. بودند و به عنوان ترخیصکار بندرانزلی به آقای م. ا. معرفی شدند و روزانه با خانم ع. ح. و خانم ر. ع. اعتبارات تسویه شده و کالای وارد شده به بندرانزلی را ترخیص و برای خانم ر. ع. میفرستادند و بابت این ترخیصها روزانه با درخواست کتبی از شرکت تجارت گستران منصور، چک صادر و پول واریز میشد که تمام اسناد در حسابداری امیرمنصور آریا موجود است. آقای ا. م. از حسابداران شرکت آب معدنی داماش مشاور و دوست آقای م. ر. و بعدها به عنوان مدیر مالی شرکت آب معدنی داماش منصوب شدند برای آقای ا .م. اخیراً یک خودرو خریداری شد که چکهای آن از حساب ملت خودشان دادند و ماهیانه از حساب آقای م. ا. تأمین میشد. هر دو نفر با آقای م. ا. تماس مستقیم داشتند.
برای تأسیس شرکت جدید الیت انزلی با آقای ب. ب. هماهنگی کردند و آقای ب. ب. برای آنها پول واریز کرد که به من گفتند برای خرید ملک در شمال است که چند ماه بعد به همراه دو دسته چک ملی و صادرات به اتاق آقای ا. ش. مراجعه کردند و گفتند که یک شرکت به نام الیت انزلی تأسیس کردهاند و طبق دستور آقای م. ا. باید تمام پولهای شرکت به این دو حساب واریز شود و بعد برای پروژه و شرکت امیرمنصور آریا هزینه شود و طبق دستور آقای ا. ش. آقای ق. س. مدیر مالی شرکت امیرمنصور آریا حسابداری شرکت الیت انزلی را انجام میدادند. هر دو نفر آقایان ب.د. و ا. م. از تحویل دسته چک به آقای ا. ش. و این دستور اطلاع داشتند وقتی پولهای اعتبارات به حساب سامان الیت انزلی واریز شد، آقای ا. م. در رشت با نامه این پول را به حساب ملی انتقال دادند. تمام مراودات و نامهنگاریهای فیمابین با مدیریت آقای ا. ش. و خانم م .ز. انجام میشد و بنده فقط در زمینه صدور چک و واریز وجه اطلاع داشتم... دستور واریز یا برداشت از حساب الیت انزلی را آقای ا. ش. میدادند و هر روز طی یک گزارش روزانه که باید تا آخر وقت حتماً تحویل میدادم در دو نسخه یکی به آقای م.ا. و یکی به آقای ا. ش. تحویل میشد و تا این گزارش را نمیدیدند من حق رفتن به منزل نداشتم ....».
سؤال: چکها و فاکتورهای فروش کالای متعلق به شرکت الیت بندر انزلی را چه کسی امضاء میکرد؟ جواب: «چکهای شرکت الیت انزلی توسط مدیران آن شرکت یعنی آقای ا. م. و آقای ا.ن. امضاء شده بود و توسط آقای ب. د. به تهران آورده شدند و تحویل آقای ا. ش. دادند اما اوراق و فاکتورها را بنده هرگز ندیدم و خانم م. ز. و آقای ا. ش. در جریان نامهها و فاکتورها میباشند.»
اظهارات خانم م. ز. در جلسهی بازجویی مورخ 12/8/1390: «... شرکت الیت یکی از شرکتهایی بود که گروه ملی صنعتی فولاد ایران به نفع آن گشایش اعتبار اسنادی میکرد. آقای ا.ش. پیش فاکتور و اسناد را پُر شده به من میدادند و چون قبلاً با آقای س. ک. صادرات گروه ملی هماهنگیهای لازم را جهت گشایش انجام داده بودند، بنابراین ما اسناد را برای آقای س. که کارمند اعتبارات گروه ملی بود فکس میکردیم و ایشان هم بعد از طی مراحل اداری به بانک صادرات شعبهی گروه ملی میبردند و گشایش انجام میدادند. این اسناد شامل پیش فاکتور، نامهی ضمیمه، سیاهههای تجاری و نامهی درخواست دیسکانت آن LC بود که همه را آقای ا.ش. امضاء شده به من تحویل میدادند و من هم کارهای اداری و بانکی آنها را پیگیری میکردم. مدیران شرکت الیت آقایان ا.م.، ب.د. و ا.ن. بودند که من فقط آقای ا. م. را چند بار در دفتر آقای ا. ش. دیدم»
اظهارات خانم ج. ا. در جلسهی بازجویی مورخ 112/8/1390: «شرکت الیت انزلی دو حساب جاری در استان گیلان داشت، ملی و صادرات. از همان شروع کار، آقایان ا.م. و ب. د. دسته چکها را تا آخر امضاء شده توسط آقای ب. ب. تحویل آقای ا. ش. دادند و به من آقای ا.ش. دستور دادند از این دسته چکها در صندوق شرکت مراقبت نمایم. شرکت الیت انزلی سه بار از طریق بانک سامان دریافت وجه LC داشته است که آقای ا. م. با مراجعه به بانک سامان در رشت و با نامه اقدام به دریافت چک بانکی در وجه بانک ملی الیت نمودند و با دستور آقای ا. ش. وجه از حساب ملی الیت با صدور چک امضاء شده، به شرکت آریا منتقل شد. مدیران این شرکت همیشه دسته چکهای الیت انزلی را امضاء شده تحویل میدادند. در آخرین مرحله، آقای ب. د. سه عدد دسته چک پنجاه برگی از بانک ملی رشت [متعلق به] شرکت الیت را با خود به تهران آورده بودند که به من زنگ زدند و پیک شرکت رفت منزل ایشان و دسته چکهای امضاء شده را گرفت و آورد. در حدود چند وقت پیش این دسته چکهای امضاء شده مجدداً با دریافت رسید تحویل آقای ا. م. گردید. در مورد این دسته چک، آقای ب. د. اعلام کردند که خود مدیران شرکت آنها را امضاء کردند.»
اظهارات متهم ب. د. در جلسهی مواجهه حضوری مورخ 12/8/1390: «من هیچ اسناد اعتباری و گشایش اعتباری را امضاء نکردهام و چکهای بانک ملی چهار دسته چک و بانک صادرات یک دسته چک، به امضای آقایان ا. م. و ا.ن. انجام شده است.»
اظهارات آقای ا. ش. در ادامهی همان جلسه: «در خصوص امضاء اسناد اعتبارات، مدارک برای دفتر اینجانب ارسال میگردید و سرکار خانم م. ز. آنها را میگرفت و برای تنزیل به کیش میفرستاد و من هم فکر میکردم و در حال حاضر هم فکر میکنم اسناد توسط مدیران شرکت الیت انزلی تهیه گردیده و برای دیسکانت به دفتر تهران ارسال گردیده است... یک روز آقای ب.ب. و آقای ا.م. به دفتر آمدن و دسته چکهای امضاء شده را برای گردش مالی به خزانه تحویل دادند... در ضمن یک روز آقای ا.م. و آقای ا. ن. به دفتر من آمدند و من از دوری مسیر برای اخذ امضاء گلایه کردم که ایشان اعلام داشتند امضاءها این گونه است و نمونه امضاء را بر روی یک کاغذ سفید برای من زدند و فکر میکنم کاغذ مربوطه در دفتر من باشد»
آقای ا. م. نیز در ادامهی همان جلسه اظهار نموده است: «همهی نمونهی امضاءهای من بر روی چند دسته چک، که به تهران ارسال کرده بودیم وجود داشت و نمونهی امضای من بر روی تمام آن چکها بود و دلیلی نداشت که من دوباره نمونهی امضاء به ایشان بدهم و هم امضای من و هم امضاء ا.ن. بر روی چکها بود، ولی یادم نمیآید که آیا امضا بر روی کاغذ سفید زده باشم یا نه؛ چون من همیشه وقتی به تهران میرفتم پیش آقای ا.ش. میرفتم و به ایشان سر میزدم، ولی نمونهی امضای من در تهران بر روی همهی چکها وجود داشت... ما بعد از گرفتن دسته چک بانک ملی و صادرات، آنها را به صورت سفید، امضاء کردیم و برای این که با حساب کار شود آنها را به واحد معاونت مالی آقای ا. ش. ارسال کردیم و در خصوص این که چه کسانی اسناد تنزیل گشایشهای اعتبار اسنادی را امضاء میکردند اطلاعی ندارم چون ما در رشت بودیم و این کارها در تهران انجام میشد... این دسته چکها به درخواست تلفنی آقای ا. ش. به تهران ارسال شد».
آقای ب. ب. در همان جلسهی فوقالذکر، در خصوص ادعای آقای ب. د. مبنی بر اینکه امضای وی توسط آقای ب. ب. جعل شده، اظهار نموده: است «اینجانب در خصوص الیت انزلی هیچ گونه دخالتی نداشتم و هیچ چک یا مدرکی امضاء ننمودهام و آقای ب. د. از چه بابت میگوید احتمالاً اینجانب به جای ایشان امضاء و جعل نمودهام؟! فکر میکنم به خاطر این باشد که بنده چند فقره چک شرکت اسپادانا را امضاء کردم و نامبردگان مطلع شدهاند که بنده مسؤولیت را پذیرفتم، این مطلب را بیان میدارند.»