مفهوم تحدی/ آیات تحدی در قرآن
یکی ازدلایل اعجاز قرآن کریم «تحدّی» است که دانشمندان علوم قرآن در ضمن مبحث اعجاز به آن پرداختهاند. «تحدی» در لغت از "حدو، حداء و حدی" گرفته شده و به معنی دعوت نمودن دشمن به نبرد و پیروزی بر اوست و همچنین به معانی قصد و آهنگ چیزی کردن، و درخواستی برای رقابت نمودن که هدف از آن به عجز در آوردن طرف مقابل باشد نیز آمده است. و در اصطلاح عبارتست از این که معجزات انبیاء همیشه همراه با مبارزه طلبی و هماوردی می باشند.
در آغاز درخواست کرده تا همانند کل قرآن را بیاورند. پس از آن که تلاش برای همانندآوری کل قرآن صورت گرفت و ناتوانی بشر از آوردن همانند آن روشن شد، 10 سوره همانند سور قرآن را میطلبد و پس از تلاش و اثبات عجز آنان از آوردن 10 سوره، قرآن از آنان میخواهد که یک سوره همانند قرآن بیاورند. به این ترتیب قرآن مجید سه بار با فاصله زمانی، انگیزههای مردم را به سوی همانند آوری قرآن سوق داده و عجز آنان از آوردن همانند قرآن را در سه مرحله با سیر از دشوارتر به آسانتر به اثبات رسانده است.
دامنه تحدی
گستردهترین تحدی از میان آیات قرآن در آیه 88 سوره «اسراء» انجام گرفته است. مخاطب این مبارزه طلبی، جن و انس یعنی همه جهانیانند. از این آیه به خوبی استفاده میشود که ابعاد اعجاز قرآن اختصاص به فصاحت و بلاغت و زبان خاص آنکه زبان عربی است نداشته و از جهات مختلف مطرح است.
هم آوردی خواستن (تحدی) در آن نیست که سخنی همسان و همانند سخن خدا بیاورند به گونهای که در شیوه بیان و نحوه تعبیر کاملاً همانند باشد، زیرا این گونه همانندی جز با تقلید امکان پذیر نیست! بلکه مقصود از «تحدی» آوردن سخنی است که هم چون قرآن از نظر معنویت دارای جایگاهی ارجمند و والا بوده و در درجه اعلای بلاغت و فصاحت قرار گرفته باشد؛ سخنی توانا و قدرتمند، رسا و گویا، با محتوایی بلند و متین و استوار باشد.
یکی از تفاوتهای بین معجزه و سحر ساحران تحدی است، ساحران دست به تحدی نمیزنند چون از اینکه دیگری بتواند یا نتواند مانند سحر آنان یا حتی فراتر از آن را بیاورد، اطمینان ندارند.
انواع تحدّی و هماورد طلبی در قرآن
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیراً »«بگو:اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند.»
با توجه به این که در آیات بعد مباحث مفصلی در مورد بهانه جوئیهاى مشرکان در زمینه اعجاز و طلب معجزات گوناگون آمده است، آیه محور بحث در حقیقت مقدمهاى است براى بحث آینده تا نشان دهد که قرآن عالیترین و زندهترین سند حقانیت پیامبر اسلام (ص) و معجزه است که بشر توانایی آوردن مانند آن را ندارد.
2ـ تحدََّی به ده سوره قرآن؛ از آنجا که کفار، خدای بودن قرآن را انکار میکردند و معتقد بودند که ساخته خود پیامبر است، لذا خداوند به پیامبر دستور می دهد که در جواب آنها بگوید؛ «أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ»«آنها مىگویند: او به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگى است)! بگو:اگر راست مىگویید، شما هم ده سوره ساختگى همانند این قرآن بیاورید و تمام کسانى را که مىتوانیـد غیر از خدا (براى این کار) دعوت کنید!»
3- تحدّی به یک سوره قرآن؛ « أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ»«آیا آنها می گویند: او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟ بگو: اگر راست می گویید، یک سوره همانند آن بیاورید و غیر از خدا، هر کس را می توانید (به یاری) طلبید!»
4ـ تحدّی قرآن به علم و معرفت؛ به این معنا که اگر در آسمانى بودن قرآن شک دارید، همه دست بدست هم دهید کتابى که از نظر علم و معرفت مانند قرآن باشد بیاورید، زیرا قرآن کریم کتاب هدایت است، و هر چیزی که برگشتش به هدایت باشد از قبیل معارف مربوط به مبـدأ، معـاد، اخـلاق فاضـله، شریـعت خداوند، قصــص و موعـظه هایـی که مردم در
هدایت به آن احتیاج دارند را بیان کرده است«...وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ...»«و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است»
5ـ تحدّی قرآن به اینکه در آن اختلافی نیست؛ «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً »
«آیا درباره قرآن نمىاندیشند؟ اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مىیافتند »
6ـ تحدّی به اخبار غیبی؛ قرآن در بسیاری از آیاتش با اخبار غیب به تحدّی برخواسته و به بشر اعلام نموده که اگر در آسمانى بودن قرآن تردید دارید، کتابى نظیر آن که مشتمل بر اخبار غیبى باشد بیاورید«تِلْکَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحیها إِلَیْکَ ما کُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هذا...»«اینها از خبرهاى غیب است که به تو (اى پیامبر) وحى مىکنیم، نه تو و نه قومت، اینها را پیش از این نمىدانستید!»
اگر بر اساس ترتیب معروف نزول سورههای قرآن کریم، ترتیب تحدی را بپذیریم به سوالی برمیخوریم: اینکه چرا خداوند ابتدا در سوره یونس به یک سوره تحدی کردهاند و پس از ناتوانی جن و انس از آوردن مثل آن، در سوره مبارکه طور به ۱۰ سوره تحدی نمودهاند؟! مثل اینکه به کسی بگوییم یک وزنه یک کیلویی را بلند کن و نتواند. بعد بگوییم خب یک کیلویی را نتوانستی ۱۰ کیلویی را بردار!!
پاسخ این سوال در واژه « مفتریات» در آیه شریفه ۱۳ سوره مبارکه طور مستتر است. در آیه ۳۸ سوره یونس خداوند میفرمایند اگر میگویید که حضرت محمد(ص) این قرآن را از خود بافته و به خداوند نسبت داده، شما هم یک سوره مانند این قرآن بیاورید و در ادامه در آیه بعد میفرمایند: بَلْ کَذَّبُواْ بِمَا لَمْ یحُِیطُواْ بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا یَأْتهِِمْ تَأْوِیلُهُ « بلکه چیزى را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأویل آن برایشان نیامده است» یعنی اینها چیزی رو رد میکنند که اصلا به باطن آن پی نبردهاند.
ولی در سوره مبارکه هود لحن کلام عوض میشود. میفرمایند: میگویید این قرآن را محمد (ص) از خود بافته و به خدا نسبت داده؟ شما هم از خود ببافید! ۱۰ سوره از خود ببافید که همه ویژگیهای این قرآن را داشته باشد. مثل این قرآن باشد از نظر اعجاز و فصاحت و بلاغت و…ولی از خود بافته باشید. و در آیه بعد ادامه میدهند: فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُواْ لَکُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَن لَّا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ «پس اگر شما را اجابت نکردند، بدانید که آنچه نازل شده است به علم خداست، و اینکه معبودى جز او نیست. پس آیا شما گردن می نهید؟» یعنی اگر این ۱۰ سوره را نیاوردند بدانید که منبع این قرآن، علم خداوند است، نه قوه خیال پیامبر(ص) که اگر بود شما هم میتوانستید.
در آیه ۲۳ سوره مبارکه بقره، ضمیر در «مثله» هم میتواند به «مما نزلنا» برگردد و معنایی مشابه معنای آیه ۳۸ سوره یونس داشته باشد، و هم میتواند به « عبدنا» برگردد به این معنا که اگر در آنچه بر بنده خود (پیامبر(ص)) نازل نمودیم شک دارید، شما هم از کسی مانند او سورهای مانند قرآن بیاورید یعنی از فردی امّی که درس نخوانده باشد و…که این را « تحدی به آورنده» گویند. این آیه، آخرین آیه تحدی در اولین سوره مدنی است تا برای همیشه ثابت کند در این قرآن شکی نیست و معجزه پیامبر اسلام و از جانب خداوند متعال است.
برخی از متکلمان مسلمان قایل به این هستند که خداوند همت و اراده مدعیان را برای پاسخ گویی به قرآن و آوردن نظیر آن سست میکند و نظر آنان را از این کار «صرف» میکند یعنی برمیگرداند. به این نظریه «صرفه» گفتهاند. قول به صرفه نه تنها از دو جنبه نظری خدشه پذیر است بلکه از حیث عملی نیز بطلانش ثابت شده است. زیرا تاریخ برخی از معارضهها را با قرآن ثبت نموده است که البته مایه عبرت و شگفتی است. بنابراین در مقابل تحدّی، معارضه صورت گرفته است، امّا سرانجام جز خسارت و فضاحت برای معارضه کنندگان حاصل نشده است. نمونههایی از این معارضهها به شرح زیر است:
«مسیلمه کذاب» که ادعای نبوت و پیامبری داشت در مقابل سوره «فیل» این جملات را ساخته است: الفیل، ما الفیل، و ما ادراک ما الفیل، له ذنب و بیل و خرطوم طویل...
یکی از نویسندگان مسیحی که مدعی معارضه با قرآن است در مقابل سوره «حمد» با اقتباسی که از خود سوره داشته است، سوره خودساختهای عرضه نموده است: الحمد للرحمن، رب الاکوان، الملک الدّیان، لک العبادة و بک المستعان، اهدنا صراط الایمان. و در مقابل سوره کوثر گفته است: انا اعطیناک الجواهر، فصلّ لربک وجاهر و لا تعتمد قول ساحر! این فرد با تقلید کامل از نظم و ترکیب آیات قرآنی و تغییر برخی از الفاظ آن چنین تلقین میکند که با قرآن معارضه نموده است. او همین بافتههایش را نیز از مسیلمه کذاب به سرقت برده است. مسیلمه در برابر سوره کوثر گفته است: انا اعطیناک الجماهر، فصل لربک و هاجر و انّ مبغضک رجلٌ کافر.
در قرآن، هیچگاه تحدی به یک آیه نشده است. زیرا گاهی یک آیه تنها شامل یک کلمه میشود: «مُدهامّتان» و مفهوم کاملی را نمیرساند؛ از طرفی چینش آیات قرآن در اعجاز آن دخیل است. نکته بسیار مهم در بحث تحدی این است که: در تحدی، آوردن جملاتی شبیه به قرآن کریم مراد نیست. چون این کار به معنای تقلید است و حتی در ادبیات به کار بردن دقیق سبک دیگری و تنها عوض کردن چند جمله و کلمه و…به معنای سرقت ادبی و…است. بنابراین مقصود از تحدی، آوردن سخنی است که همچون قرآن از نظر سبک انحصاری بوده، از نظر معنویت والا، و از نظر فصاحت و بلاغت بسیار والا باشد. که همواره از ابتدای ظهور اسلام و نزول قرآن کافران و منکران پیامبر و قرآن نتوانستند حتی یک جمله کوتاه را همانند قرآن بیاورند.