یک مدرس و پژوهشگر فلسفه با بیان اینکه اساسا میان فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره ای مرز آشکاری قابل ترسیم نیست، گفت: از آنجا که فلسفه تحلیلی بیشتر به تحلیل زبان و مفهوم می پردازد و از این طریق می تواند ابهامها و تردیدهایی را که ممکن است در برابر اعتبار یک سخن یا استدلال وجود داشته باشد را برطرف کند.

دکتر حمیدرضا خادمی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر فلسفه در گفتگو با خبرنگار مهر در پاسخ به این سؤال که برخی معتقدند که فلسفه تحلیلی در مقایسه با فلسفه قاره ای بهتر می تواند نیازهای جامعه ما را برطرف کند. آیا اساس طرح این دیدگاه که فلسفه قاره ای یا تحلیلی برای یک جامعه بهتر است را قبول دارید؟، گفت: به طور اجمالی پاسخ منفی است.

وی افزود: چرا که اساسا میان فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره ای مرز آشکاری قابل ترسیم نیست. هرچند مکاتب فلسفی می توانند واجد مسائل اختصاصی باشند اما بسیاری از فیلسوفان تحلیلی را می شناسیم که در عین اینکه فیلسوف تحلیلی اند، پدیدارشناس یا اگزیستانسیالیست اند.

وی با اشاره به اینکه فلسفه تحلیلی به دو سنت اصلی تقسیم می شود، اظهار داشت: فلسفه تحلیل منطقی که فرگه و راسل اولینهای این سنت اند و فلسفه تحلیل زبانی که از برجسته ترینهای آن می توان به جورج ادوارد مور، ویتگنشتاین و آستین اشاره کرد.

این محقق و نویسنده کشورمان تصریح کرد: در مقابل فلسفه قاره ای دربرگیرنده مکاتب مختلفی از قبیل پدیدارشناسی، اگزیستانسیالیسم، ساختارگرایی، هرمنوتیک، نوتومیسم و... است.

وی اذعان کرد: شاید در پاسخ به پرسش مطرح بتوان گفت از آنجا که فلسفه تحلیلی بیشتر به تحلیل زبان و مفهوم می پردازد و از این طریق می تواند ابهامها و تردیدهایی را که ممکن است در برابر اعتبار یک سخن یا استدلال وجود داشته باشد، را برطرف کند از این حیث می تواند برای جامعه مفید و روحیه پرسشگری را تقویت کند.

خادمی تأکید کرد: اما باید توجه داشت یک فیلسوف تحلیلی می تواند در عین حال پدیدارشناس باشد و یا اینکه فیلسوفی می تواند پدیدارشناس و درعین حال اخلاق گرا باشد و در هر کدام گرایشهای تحلیلی کمتر و یا بیشتری وجود داشته باشد.

وی با بیان اینکه درست است که فیلسوفان تحلیلی مایل به پژوهش درباره زبان اند اما فلسفه زبان بخشی از فلسفه تحلیلی است، گفت: فیلسوفان تحلیلی را در تمامی حوزه های فلسفه مثلا معرفت شناسی، اخلاق، زیبایی شناسی و... می‌توان یافت. فیلسوف اخلاقی همچون راولز، اگرچه به ندرت درباره زبان و فلسفه زبان سخن می گویند با وجود این فیلسوف تحلیلی اند. بنابراین هر چند با فلسفه تحلیلی می توان مسائل را بهتر فهمید اما دامنه این مسائل می تواند به گستردگی تمامی گرایشها و سنتهای فلسفی باشد.

این مدرس دانشگاه بیان کرد: لذا فهم مسائل مختلف در جامعه ما اعم از مسائل معطوف به حوزه دین یا عرصه سیاست و یا فرهنگ و یا نقادی‌های خردورزانه همه می توانند با بهره گیری از روشهای تحلیلی نتایج سودمندتری را برای ما به ارمغان بیاورند.