يكي از جانبازان هنرمند دفاع مقدس كه هم اكنون دوران شصت سالگي خود را با تني مجروح با كار و تلاش سپري مي كند، در خصوص سابقه حضورش در جبهه به خبرنگار گروه دفاع مقدس خبرگزاري مهر گفت: پس از چند ساعت كه از حكم بازنشستگي ام در نيروي هوايي مي گذشت حمله عراق به جنوب ايران آغاز شد . همان موقع فردي با زخم زبان به من گفت شما مي خواهيد با الله اكبرتان جلوي عراق بايستيد كه من همانجا راهي اهواز شدم.
| وقتي براي درمان ضايعات پوستي ناشي از گازهاي شيميايي به بيمارستان تخصصي پوست مراجعه كردم از طرف بنياد نامه اي(در واقع توصيه نامه) را به مسئول آن مركز دادم ايشان گفت: خودت را قبول دارم اما اين نامه را قبول ندارم و نامه را پاره كرد |
وي با ذكر اين مطلب كه جانبازان با هدف كمك به دولت سعي در اين داشتند تا وبال گردن جامعه نباشند اما به دليل عدم استقبال بنياد اين نيروها تحليل رفته و منجر به انزواي اين عزيزان در جامعه شد، افزود: بنده با اين هدف بعد از جنگ، از ارگانهاي مختلف در خواست كردم كه با سابقه هنريام مي توانم خدمت كنم و اگر نيازي هست من حاضرم، كه جواب مثبتي دريافت نكردم.
اين جانباز20درصد با بيان اينكه هر كسي كه با جانبازان سروكار دارد از آنها چيزي مي گيرد و نه اينكه چيزي به آنها بدهد خود را خادم آنها دانست و تأكيد كرد: دنياي آنها قابل توصيف نيست.عشق به ايثار و به اخلاص از روحيات معنوي وعالي آنهاست. نوكري مردم وظيفه من است جايي كه رهبر جامعه مي گويد : به من خادم مردم بگوييد بهتر از رهبر است ؛ ما چه بگوييم. اما اي مسئول اي مدير تو هم وظيفه خودت را انجام بده!
اين جانباز در پاسخ به اين سوال كه آيا واقعا با وجود بارها مجروحيت و مصدوميت شيميايي 20% جانبازي براي شما در نظر گرفتهاند، تأكيد كرد: بله ! اما من اعتراضي ندارم . اصلا ، به هيچ عنوان. بحث درصد نيست ما براي اين مسائل كه نرفتيم كه به خاطر آن اعتراضي داشته باشيم. برفرض درصدمان هم بيشتر شود تأثيري در عزم ما نخواهد داشت. البته گرفتاري هايي را ما به عنوان جانباز داريم و اين مشكلات هم تمامي ندارد ، منتهي مسئله جايگاه و منزلت اجتماعي و فرهنگي ايثار و جانبازي است كه متأسفانه با برخوردهايي كه شاهد آن هستيم در حال فراموشي است.
| بحث درصد نيست ما براي اين مسائل كه نرفتيم ، كه به خاطر آن اعتراضي داشته باشيم. البته گرفتاري هايي را ما به عنوان جانباز داريم و اين مشكلات هم تمامي ندارد ، منتهي مسئله جايگاه و منزلت اجتماعي و فرهنگي ايثار و جانبازي است كه متأسفانه با برخوردهايي كه شاهد آن هستيم در حال فراموشي است |
اين جانباز 20% شيميايي افزود: بچه هاي من با سختي و در معمولي ترين مدارس دولتي تحصيل كردند و موفق شدند و به بهترين دانشگاه ها وارد شده و بعد با مدارج عالي بورسيه به خارج از كشور شدند. بدون كوچكترين كمكي از طرف بنياد . اما اين جانباز حتي توان اين را ندارد كه امكانات اوليه را براي سفر فرزندش فراهم كند. بايد اين طرف آن طرف بدود تا مقداري پول تهيه كند. اينجا چه كسي به جانباز كمك مي كند؟! آيا منافقين ؟! آيا بي خبران؟! آيا مرفهين؟!آنها تازه سنگ نيندازند كاري نمي كنند. آيا يك فرد از كساني كه متولي رسيدگي به او هستند انتظار ياري ندارد؟
اين جانباز دوران دفاع مقدس با بيان اينكه به خاطر سوء مديريت و نوع تبليغاتي كه از ارائه خدمات به جانبازان شده، اين مسئله حتي در درمان و ارتباطات اجتماعي جانباز هم تأثير منفي گذاشته است، اظهار كرد: وقتي براي درمان ضايعات پوستي ناشي از گازهاي شيميايي به بيمارستان تخصصي پوست مراجعه كردم از طرف بنياد نامه اي(در واقع توصيه نامه) را به مسئول آن مركز دادم ايشان گفت: خودت را قبول دارم اما اين نامه را قبول ندارم و نامه را پاره كرد. اين بازتاب عملكرد خود مسئولين بنياد است. يا براي عمل جراحي قلب به بيمارستان رفتم لحظه به لحظه به بهانه هر چيزي از ما پول مي گرفتند آنوقت مي گويند جانبازان مشكل درماني ندارند.
يا اگر در يك مجموعه اي همه يك مشكل اداري يا مالياتي داشته باشند مي خواهند صداي جانباز آن مجموعه بلند شود تا آنها از كنار او به خواسته هايشان برسند. آيا ما قوانين حمايتي و حقوقي براي ايثارگران نداريم؟ آيا نبايد معافيت و يا تخفيف پرداخت ماليات كه در قانون آمده اجرا شود؟ ما نمي خواهيم سربار كسي شويم اما اين برخوردها ناشي از چيست؟
| ما جانبازان خانواده اي داريم كه آنها را در زمان جنگ براي اداي تكليف رها كرديم و به جبهه رفتيم. بچه هاي جانباز در آن زمان چه كار كردند؟ پدر براي او وزنه سنگيني بود كه مي توانست با ياد آمدنش در مقابل كمبودها و سختي ها ايستادگي كند. حالا بعد از سالها كه از جنگ گذشته و نبود پدر در دوران كودكي و نوجواني را از سر گذرانده حداقل انتظاري كه از پدرش دارد اين است كه كاري براي او انجام دهد |
وي افزود: غمناك ترين و دردناك ترين چيزي كه برايم اتفاق افتاد اين بود كه به يكي از مسئولين مربوطه مشكلات جانبازان و مسائلي را كه براي خودم هم پيش آمده بود را توضيح دادم، ديدم كه بيست هزار تومان چپاند در دستم. گفتم اين چيست؟ گفت حالا خدمتتان باشد. گفتم من چنين چيزي از تو خواستم بنده خدا؟! من اگر بخواهم تدريس كنم ساعتي بالاي 15-10هزار تومان درآمد دارم، اين مشكل من است؟ اينها مي خواهند جانبازان را با دادن مقدار وجهي صدا و اعتراضش را ببرند.
وي در پايان گفت: دخترم كه با تلاش خودش در بورسيه تخصصي قبول شد الان در استراليا درس مي خواند اما واي بر من كه فرزندم آنجا بماند و برنگردد... اگر برنگشت مقصر من نبودم.
همانطور كه پيش از اين مكرراً گفته شد به دليل برخي برخوردهايي كه از سوي بنياد شهيد و امور ايثارگران با جانبازان به دليل گفتگو با « مهر» و بيان مشكلاتشان صورت گرفت ، از ذكر نام و مشخصات جانبازان عزيز در اخبار و گزارشات اجتناب كرده و متذكر ميشود مستندات مصاحبه فوق به همراه نام و مشخصات كامل مصاحبه شونده جهت ارائه به هر مرجع صلاحيتداري در خبرگزاري مهر نگهداري ميشود.