خبرگزاری مهر - گروه استانها: طلاق در جامعه امروزی به یکی از بزرگترین آسیبهای اجتماعی تبدیلشده که می تواند زندگی نسل امروز و آینده را تحت تاثیر خود قرار دهد.
هرچند که در مواردی روانشناسان و مشاوران، طلاق را بهعنوان آخرین راهحل معرفی میکنند اما بسیاری از کارشناسان خانواده از طلاق بهعنوان یک موضوع آسیبزا برای جامعه یاد میکنند که میتواند تبعات فراوانی برای اجتماع به همراه داشته باشد.
در دین مبین اسلام نیز طلاق حلال و مجاز اعلامشده است اما از آن بهعنوان تلخترین حلالها یاد میشود.
بااینوجود آمارهای جدید نشان میدهد که میزان طلاق در مقایسه با گذشتههای دور تفاوتهای آشکاری دارد. بنا به گفته کارشناسان تغییرات فرهنگی و همچنین تغییر در سبک زندگی و مواردی دیگر باعث شده است که آمار طلاق افزایش پیدا کند.
در استان کرمانشاه نیز جدیدترین آمارها نشان میدهد که اوضاع چندان مناسب نیست. هرچند که در رنج کشوری نیز آمارها نشان میدهد که افزایش آمار طلاق یک آسیب اجتماعی است اما در جامعه کرمانشاهی به دلیل وجود معضلات دیگری چون بیکاری، اعتیاد و ... طلاق ظاهر خطرناکتری به خود میگیرد.
از آنجایی که طلاق نه تنها بر زندگی زوجین، خانواده و فرزندان بلکه بر جامعه نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت بررسی آسیب های این معضل اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است و همواره افزایش و یا کاهش آمار آن در جامعه مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است.
نسبت ازدواج به طلاق در کرمانشاه ۳.۸ درصد است
امید قادری مدیرکل بهزیستی استان کرمانشاه اخیرا در جلسه شورای فرهنگ عمومی با اشاره به اینکه امروزه طلاق با درنوردیدن مرزهای شخصی به حوزه اجتماعی واردشده و بهعنوان یک آسیب اجتماعی مطرح است گفت: سال گذشته پنج هزار و ۲۵۱ مورد طلاق ثبتشده که سبب قرارگیری کرمانشاه در جایگاه نهم کشوری شده است.
وی نسبت ازدواج به طلاق در استان را ۳.۸ درصد اعلام کرد و با اشاره به اینکه این نسبت از میانگین کشوری بالاتر بوده افزود: تاریخچه مداخلات بهزیستی در طلاق به سال ۷۸ بازمیگردد اما تا قبل از سال ۸۷ مردم توجهی چندانی به مراکز مشاوره بهزیستی نداشتند که این توجه با استقرار مراکز مشاوره در دادگستری تا حدودی افزایش یافت.
عدم انتخاب معقولانه از دلایل طلاق زوجین است
محسن گل محمدیان دکترای تخصصی مشاوره در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص علل طلاق گفت: بررسی موضوع علل طلاق، نیازمند یک تحقیق است و در این خصوص پژوهشهای متعددی انجامشده است اما اگر بخواهیم به ریشههای عوامل طلاق اشارهکنیم، قبل از هر چیز باید به نقش خانوادهها در این مسئله اشاره شود.
این مشاور خانواده گفت: وقتی ازدواجی شکل میگیرد، خانوادهها شیوههای تربیتی و مهارتهای زندگی خودشان را به فرزندانشان یا همین زوج انتقال دادهاند. با توجه به این اگر زوج مهارتهای کارآمدی داشته باشند، قطعاً در کاهش طلاق بسیار مؤثر خواهد بود.
گل محمدیان عدم انتخاب معقولانه را یکی از دلایل طلاق زوجین عنوان کرد و گفت: دلیل این عدم انتخاب معقولانه این است که بیش از 90 درصد این افراد از مشاورههای ازدواج استفاده نکردهاند و نتوانستهاند از مشاورههای مشاورین و متخصصین در امر ازدواج بهره ببرند.
وی در خصوص بیشترین علل طلاق گفت: علل طلاق را میتوان در حوزه مسائل شخصی، رفتاری، خانوادههای اصلی زوجین، هوش معنوی، هوش اخلاقی، هوش وجودی و هوش هیجانی زوجین یافت.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه رازی تصریح کرد: همه عوامل فوق میتواند دست در دست هم بدهد و طلاق اتفاق بیفتد. البته گاهی هم اگر طلاق اتفاق نیفتد، ممکن است طلاق روانی و عاطفی بین زوجین رخ دهد و زوجین در زیر یک سقف زندگی کرده، باهم سر یک سفره بنشینند اما ازلحاظ روانی و عاطفی فرسنگها باهم فاصله داشته باشند.
شناخت همسر نیازمند شناخت خود است
وی تأکید کرد: در این میان نداشتن مهارتها میتواند نقش بسیار مؤثری در گرایش آنها به طلاق داشته باشد که از آن جمله میتوان به مهارت خودآگاهی زوجین اشاره کرد. به این معنا که من کی هستم، چه ارزشهایی دارم، چه علایقی و چه ویژگیهایی دارم.
گل محمدیان افزود: همه این موارد نشان از این است که ما باید یک درک عمیق نسبت به خود داشته باشیم و ارتباط خوبی با خودمان برقرار کنیم تا بتوانیم با همسرمان و دیگران یک رابطه خوب داشته باشیم.
وی مهارت ارتباط مؤثر را از دیگر مهارتهای لازمه برای زندگی مشترک برشمرد و گفت: واقعیت این است در مواردی که برای طلاق به ما مراجعه میکنند، میبینیم که آنها مهارت ارتباط و گفتوشنود مؤثر را ندارند. برای مثال میبینیم که در اکثر این زوجین مهارت گوش دادن فعال وجود ندارد و اکثر گوش دادن آنها کاذب است، گوش دادنی که در آن توجه، دقت و ارادهای بهقصد فهم و درک طرف مقابل نیست و متأسفانه گوش دادن غیرفعال است و فرد به دنبال این است که پاسخ طرف مقابل را بدهد.
وی ادامه داد: ما وقتی بررسی میکنیم، بیشتر زوجین وقتی به همدیگر گوش میدهند، به دنبال محکوم کردن دیگری هستند، درصورتیکه گوش دادن مؤثر در این زوجین باید به این منظور باشد که من مشتاق شنیدن نظرات شما هستم و میخواهم نظر شمارا بدانم اما ممکن است با نظر شما مخالف بوده و موافق نباشم.
گل محمدیان گفت: از دیگر مهارتهای لازم برای زوجین، نکتهسنجی، موقعیت سنجی است که زوجین ندارند و یا مهارت کنترل خشم در آنها بسیار پایین است و نمیتوانند تنظیم هیجان خوبی داشته باشند. مهارت کنترل خشم در اینها به حدی پایین است که منجر به پرخاشگری کلامی و حتی غیرکلامی در بین زوجین میشود و متأسفانه فاصله عاطفی زوجین را بیشازحد زیاد کرده و جو عاطفی خانواده را یک جو سرد، خشک، بیروح و گاهی متعارضی میکند.
وی دیگر مهارت موردنیاز را مهارت حل مسئله و تعارض دانست و گفت: گاهی زوجین یک باورهای غلطی دارند و میگویند یک زوج خوب در همه زمینهها باید توافق داشته باشند، لذا اینها نمیتواند مهارت حل مسئله و رفع تعارض خوبی داشته باشند.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه رازی تصریح کرد: تعارض امر اجتنابناپذیر زندگی زناشویی است و این را زوجین باید بدانند. اما دیده می شود که آن ها چگونگی مقابله با این تعارضها و اینکه چه رفتاری انجام دهند را ندارند.
وی ادامه داد: در بین زوجینی که برای طلاق مراجعه میکنند این مهارت در بین آنها بسیار پایین است که این باید از طریق خانوادههای اصلی به آنها آموزش داده شود و این آموزش باید هم قبل، هم حین و هم پس از ازدواج صورت گیرد و مشاوره قبل، حین و بعد از ازدواج راداریم که زوجین بتوانند در هرلحظه رفتارهای مناسبی را ارائه کنند و رفتارهای حاکی از خشم، روبرگرداندن، قهر کردن و...میتواند زمینهساز اختلافات جدی باشد.
مهارت بازسازی ارتباط در میان زوجین پایین است
گل محمدیان گفت: از دیگر مهارتهای موردنیاز در زندگی زوجین، توانایی بازسازی ارتباط است و این مهارت در بین زوجین بسیار پایین است و برای مثال اگر قهری اتفاق بیفتد، این قهر آنقدر طولانی میشود و هیچیک از طرفین توانایی بخشش و بخشودگی را ندارند.
وی افزود: طلب بخشش کردن و بخشیدن یک مهارت است که ما باید در خودمان تقویت کنیم. برای مثال من وقتی نگاه میکنم، میبینم که زوجینی که به ما مراجعه میکنند سراسر خشم نسبت به یکدیگر هستند و نتوانستهاند همدیگر را ببخشند.
این مشاور خانواده گفت: ما در مراجعات به زوجین میگوییم وقتی طرف مقابلت را نمیبخشی او را اذیت نمیکنی بلکه این خود تو هستی که دربند کینه هستی و درواقع بخشش هدیهای است که خودمان به خودمان میدهیم و وقتی کسی را میبخشیم، خودمان را آرام کرده و آرامش را به خودمان هدیه میدهیم و لازم است که ما به این نکته فکر کنیم که در دین اسلام بر بخشش بسیار تکیه شده و اثرات بخشش هم ازنظر روانی و هم ازنظر جسمی، بسیار زیاد است. تحقیقات و پژوهشهای زیادی نیز در خارج از کشور در خصوص اثرات و اثربخشی بخشودگی برافزایش سازگاری و رضایت زناشویی انجامشده است.
وی نداشتن توان بخشش و طلب بخشش کردن از دیگران را از دیگر مشکل رایج بین زوجین دانست.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه رازی افزود: استقلال عاطفی و تمایزیافتگی زوجین از خانوادههای اصلی، از دیگر موارد و مشکلات رایج بین زوجین است و تصمیمات و اقدامات زوجین بهشدت تحت تأثیر خانوادههای اصلیشان است که در اصطلاح عامیانه دخالتهای خانوادههای اصلی عنوان میشود که البته این دخالتها از سر دلسوزی خانوادهها بوده و والدین توصیههایی میکنند و حرفهایی میزنند.
وی افزود: در این مورد فرزندان نمیتوانند یک تمایز و مرز سازی مشخصی با خانواده اصلیشان داشته باشند.لذا گاهی برای آنها تصمیم سازی میشود و هرگونه اختلافی بین زوجینی که مراجعه میکنند، خانوادههایشان باخبر هستند و خانوادهها ابتدا نقش میانجی را ایفا میکنند و گاها توصیههای غلط و جانبدارانهای میکنند و طرف فرزند خودشان را میگیرند.
گل محمدیان تأکید کرد: درنهایت اینها نمیتوانند مرز مشخصی را تعیین کنند و خودشان بنشینند و با مذاکره مشکلاتشان را حلوفصل کنند. لذا دخالت خانوادههای اصلی یک مسئلهای است که میتواند تاثیرمنفی را داشته باشد.
وی با اشاره به اینکه برخی از خانوادهها اجازه استقلال و بیرون رفتن فرزندان به لحاظ روانی و عاطفی نمیدهند، گفت: برای مثال یک والدی بیاید و بگوید من اجازه نمیدهم دخترم در فلان جای شهر خانه بگیرد و... به این معناست که خاصیت گریز از مرکز خانوادهها که در اصطلاح خانوادهدرمانی ما به آن میگوییم، خیلی کمرنگ شده است و آن حس اعتماد و توانمندی را که خانوادهها باید به فرزندانشان بدهند که خودشان بتوانند مسائلشان را حل فصل کنند- البته باراهنمایی- وجود ندارد. گاهی اوقات دیگران برای این فرزندان تصمیم میگیرند که معمولاً در سنین پایین و زوجین با سنین پایین است.
وی با بیان اینکه مسئله دیگر، مسئله اقتصادی بوده که واقعاً تأثیرگذار است، گفت: افراد ازدواجهایی را شکل دادهاند بدون اینکه استقلال مالی داشته باشند و اغلب خانوادهها فرزند را بهسوی ازدواج سوق دادند بدون اینکه فرد آمادگی لازم را داشته باشد.
آماده نبودن برای ازدواج آمادگی برای شکست است
این دکترای مشاوره افزود: ما همیشه تأکید میکنیم که آماده نبودن برای ازدواج مترادف با آماده بودن برای شکست است. انتخاب همسر بزرگترین کنکور زندگی است. ما سه انتخاب مهم در زندگیمان داریم که شامل انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل و انتخاب همسر است. البته انتخاب دوست و... نیز بسیار مهم بوده اما این 3 انتخاب بسیار مهمتر از بقیه انتخابها است.
وی گفت: گاهی برخی افراد مهارت تصمیمگیری و انتخاب صحیح و عاقلانه را ندارند. لذا ازدواج را یک رابطه قراردادی صرف میدانند، درصورتیکه ازدواج حساب حداقل 50 سال زندگی مشترک است. لذا یکی از انتخابهای مهم و سرنوشتساز بوده و ما باید ببینیم آیا آمادگیهای لازم راداریم؟
گل محمدیان ادامه داد: من وقتی نگاه میکنم، می بینم که زوجینی که تعارضهای دیدگاه و حلنشده دارند، واقعاً بلوغ اجتماعی، عقلی، اقتصادی و عاطفی در آنها بسیار پایین است که میتواند نقش خودش را در سازگاری و تعارضات زناشویی نشان بدهد.
وی گفت: در کل ما توصیه ما این است که زوجین بتوانند از مشاورهها استفاده کنند و همسانی شخصیت و خانوادهها ازنظر قومی، فرهنگی، مذهبی، سطح تحصیلاتی و طبقات اجتماعی و اقتصادی حتماً چک شود و سعی کنند، یک تناسب خاصی بین این دو نفر برقرار شود.
این دکترای مشاوره ادامه داد: بنابراین نظریه همسان گزینی، همسان همسری، یکی از نظریاتی است که قبل از ازدواج به آن تأکید میشود.
نقش روابط فرا زناشویی و شبکههای مجازی در طلاق
وی در خصوص بیشترین علل طلاق نیز گفت: هماکنون دلایل متعددی در این زمینه وجود دارد که روابط فرا زناشویی یکی از این دلایل است و پسازآن میتوان به شبکههای مجازی، اشتغال آنها به شبکههای مجازی و نداشتن مهارتهای زندگی اشاره کرد.
گل محمدیان ادامه داد: واقعاً نقشها و تکالیف در خانوادهها مشخص نیست و همین دخالتهای خانوادههای اصلی نیز میتواند ازجمله این دلایل باشد. اعتیاد از دیگر دلایلی است که میتوان به آن اشاره کرد که میتواند اعتیاد به شبکههای مجازی، اینترنت و یا مواد مخدر باشد.
وی تأکید کرد: در کل من بحث طلاق را یک بحث چندعاملی میدانم که چندین عامل در آن مؤثر خواهد بود که از آن جمله میتوان به ویژگیهای شخصیتی و نداشتن مهارتهای 10 گانه، نقش خانوادههای اصلی، تفاوتهای قومی و فرهنگی و اختلاف سنی بسیار زیاد اشاره کرد که همه اینها میتواند دستبهدست هم دهد و در افراد مختلف و شرایط مختلف تأثیرات خاص خودش را بر مشکلاتی که برای زوجین پیش میآید داشته باشد.
این دکترای مشاوره، بهترین فاصله سنی برای زوجین رابین 1 تا 7 سال عنوان کرد و گفت: در مشاوره قبل از ازدواج، قانون خاصی برای این موضوع نداریم اما معمولاً روال از 1 تا 7 سال است. همین موضوع نیز بستگی به درجه پختگی، رشد و عقلانیت فرد و داشتن مهارتهای زندگی دارد. ما افرادی راداریم که در سنین بالای 30 سال هستند، اما مهارتهای زندگی را ندارند و در نقطه مقابل، افرادی در سنین 23 سالگی، مهارتهای خوبی را برای زندگی کسب کردهاند.
گل محمدیان تأکید کرد: در کل من معتقدم که برای پیشگیری از طلاق باید آموزش دهیم و ازدواج نیازمند آموزش است. راهش هم این است که زوجین قبل از ازدواج از مشاورههای قبل ازدواج کمک بگیرند.