خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه _ علی رجبی: علاء سکر، پژوهشگر مسیحی و دارای مدرک دکترای گفتگوی ادیان با گرایش مطالعات اسلام و مسیحیت و متولد لبنان است. او برای اولین بار به عراق آمده بود تا از نزدیک با جریان عظیم راهپیمایی اربعین آشنا شود. گفتگوی خبرنگار مهر با او را در ادامه بخوانید.
*به عنون سوال اول بفرمایید که چه شد برای شرکت در راهپیمایی اربعین به عراق سفر کردید؟
تخصص من رشته مطالعات اسلام و مسیحیت است و از مدتها قبل قصد داشتم که به عراق بیایم و از نزدیک مراکز مذهبی شیعیان را ببینم. چند هفته قبل از این مراسم، از طرف مسئولان حرم حضرت عباس (ع) دعوت شدم که در راهپیمایی اربعین شرکت کنم و خیلی شانس داشتهام که بتوانم در سالگرد یک حزن بزرگ، چند روزی را بین مردم مسلمان و شیعه تجربه کنیم و قطعا این اتفاق در نوع فکر کردن ما رابطه با زندگی مسلمانها اثر خواهد داشت. این مسیر انگار که مسیر زندگی برای من بوده و در راستای مطالعاتی که داشتم یک درس عملی شد. ما دعوت شدیم که چند روزی را در بین بقیه ادیان زندگی کنیم و از آن هم استقبال کردیم.
*در آئینهای مذهبی دیگری که شبیه اربعین هست شرکت داشتهاید؟ آیا با یکدیگر قابل مقایسه هستند؟
این پیادهروی که برای عزاداری امام حسین در عراق انجام میشود، در کشورهای دیگری و برای اهداف دیگری هم انجام میشود. آیین پیادهروی یکی از سلوکی دینی است که در آئینهای دیگر هم وجود دارد. ما در مسیحیت نیز شبیه این مراسم را داریم. . مثلا از جونیه تا کلیسای حضرت عذرا در حدیسه یا مثلا مناسکی که در اسپانیا داریم. اما همه این راهپیماییها در این حجم زمانی و با این تعداد از شرکتکنندگان که در مراسم اربعین و برای امام حسین علیهالسلام انجام میشود، قابل مقایسه نیست. اما این مسیر و با این حجم باعث میشود انسان با خودش فکر کند که چه چیزی باعث میشود که این همه مردم از زندگی و مال و همه چیز خود بگذرند تا در این مسیر باشند.
*در این چند روزی که در راهپیمایی حضور دارید، دلیلی برای این پرسش خودتان پیدا کردید؟
خیر. اتفاقا در این مسیر از خیلیها هم سوال کردم که شاید جوابی پیدا کنم. از مادری که روی ویلچر بود و دخترانش او را هل میدادند و سه سال متوالی این مسیر را آمده بودند پرسیدم که برای چه آمدهاید؟ جوابی جز اینکه مضطر هستیم و به دنبال حاجت خود هستیم، ندادند. از بیرون که نگاه کنید میبینید که انگار کسی آنها را مجبور کرده به اینجا بیایند در حالی که اینطور نیست. وقتی تکتک افراد این جمعیت ۲۰ میلیونی را مشاهده میکنیم متعجب و درمانده میشویم که چگونه با این حجم از انسان، این همه خدمات مجانی وجود دارد. وقتی یک نفر در مسیر پای کسانی که پیاده میروند را ماساژ میدهد، دلیل آن چیزی جز عشق نمیتواند باشد. این کاروان از حرکت نمیایستد، چون حتی حاضرند در نهایت عاطفه پای دیگری را ماساژ بدهند تا در این مسیر متوقف نشود. جوابی که من برای همه این سوالها پیدا کردم، یک عشق بزرگ هست که افراد را به اینجا میکشاند؛ یک عشق مطلق که باعث میشود این مسیر با این شکوه و عظمت هر سال تکرار بشود.
*این توصیفاتی که گفتید همه مشخصههای صلح را با خودش دارد. همه افراد در این مسیر با هم برابرند در حالیکه از کشورهای مختلف هستند. به نظر شما درست در جایی که این راهپیمایی میتواند به عنوان نمادی از صلح چهره اسلام را به جهان نشان بدهد، در رسانههای غربی سانسور میشود؟
من نمیدانم که آیا واقعا آنها میتوانند این عظمت را ببینند یا نه. من این را هم نمیدانم که مسلمانها و به خصوص شیعیان تا چه حد توانستهاند که انعکاس خوبی برای این حرکت برای بقیه مردمان جهان داشته باشند. اما باید از کسانی که میتوانند در این مورد حرف بزنند، دعوت کرد تا از تریبون آنها برای تبلیغ این حرکت استفاده کنند. هر چقدر که غرب و رسانههای غربی تلاش کنند برای سانسور این اتفاق، ما باید برای انعکاس بیشتر تلاش کنیم. این حرکت هر چند عظیم و باشکوه، نیاز به تبلیغات و انعکاس برای بقیه دارد و این اتفاق به وسیله رسانههای جهانی نخواهد افتاد چون آنها نمیخواهند تصویر خوبی ارائه کنند. تبلیغ تصویر واقعی شیعه در رسانهها اتفاق نمیافتد مگر اینکه اندیشمندانی را از سرتاسر جهان دعوت کنیم تا این حرکت عظیم را از نزدیک ببینند و وقتی به کشورهای خود رفتند برای بقیه تبلیغ کنند. من در مسیر راهپیمایی از حدود ۲۰ یا ۲۲ کشور آدمهای مختلف را دیدم که آمده بودند تا از نزدیک این راهپیمایی را ببیند. این فرصت بزرگی برای صدور این فرهنگ زیباست.