به گزارش خبرنگار مهر، پیشنشست «مهاجرت و ابعاد تمدنی آن در جهان معاصر اسلام» با حضور مهدی بهمنی از پژوهشگران پژوهشکده مطالعات فناوری در پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.
در این نشست مهدی بهمنی، فارغ التحصیل دکترای روابط بین الملل پس از بیان کلیاتی در مورد بحث مهاجرت و گونههای مختلف آن به تبیین ارتباط این پدیده با ابعاد تمدنی خاصه در عصر جهانی شدن پرداخت و با اشاراتی به وضعیت جهان اسلام و مقایسه کشورهای اسلامی در این زمینه بحث خود را تکمیل کرد.
وی با اشاره به تفکیک علمی میان جوامع مهاجرتی و جوامع دایاسپورایی به ابعاد و پیامدهای هر یک از این دو نوع مهاجرت از جهان اسلام اشاره کرد و توضیح داد که در ادبیات علمی موجود مفهوم مهاجر (migrant) به کسی اطلاق میشود که برای همیشه از سرزمین مادری خود کوچ میکند و دیگر قصد بازگشت ندارد. ویژگی مهم دیگر این افراد به این واقعیت باز میگردد که فعالانه درگیر مکانیسمهای همانندسازی و تلفیق با جامعه میزبان خود میشوند. در مقابل جوامع دایاسپورایی (diaspora) و اعضای آنها با وجود اینکه مثل گروه قبل از وطن خود به کشور دیگری کوچ میکنند اما همواره قصد بازگشت دارند و به تعبیر علمیتر، رویای بازگشت (dream of return) بخش مهمی از هویت مهاجرتی آنهاست. آنها با وجود اینکه ممکن است برای نسلها در جامعه میزبان زندگی کنند و تعامل فعال هم داشته باشند اما همواره یک مرز هویتی با دیگران برای خود قائل هستند که معمولا در نوع پوشش، حفظ زبان مادری، برپایی آیینهای فرهنگی و مذهبی نمایان میشود. مثلا ایرانیها از هر مذهبی و در هر کجای دنیا که باشند نوروز را جشن میگیرند یا مسلمانان عموما به برپایی نمازهای جمعه و جماعت و یا با حجاب در کشورهای میزبان شناخته میشوند. به همین ترتیب دیگر جوامع دایاسپورایی همچون یهودیان یا مثلا ایرلندیها نیز هویت خود را در طول قرنها حفظ کردهاند. بعد از این مقدمات دکتر بهمنی تصریح کرد: درکی که ما در ایران از مفهوم مهاجرت داریم بیشتر منطبق با معنای دایاسپوراست تا مهاجر. به عبارت دیگر ایرانیان و تا حدود زیادی اکثر مسلمانان دوست دارند روزی دوباره به کشور خود باز گردند و در آبادانی آن مشارکت نمایند.
وی با اشاره به اینکه در نسبت با غرب ما بیشتر مهاجرفرست هستیم تا مهاجرپذیر، سهم بالای جهان اسلام در زمینه مهاجرت نخبگان و بخصوص شمار پناهجویان را (دو سوم پناهجویان دنیا از کشورهای مسلمان هستند) نشانهای از وضعیت نگران کننده بخشی از کشورهای اسلامی در حوزه¬های بنیادینی همچون امنیت، توسعه و رفاه عمومی دانست. از این روست که کشورهایی همچون سوریه، لیبی، سومالی، عراق، افغانستان، سودان و میانمار پرشمارترین آوارگان بین المللی یا همان پناهجویان را دارا هستند.
بهمنی سپس به پدیده مهاجرت و ارتباط آن با ایران پرداخت و ضمن اشاره به دو جریان اصلی مهاجرت از ایران و مهاجرت به ایران از ضعف دادههای آماری به عنوان یک مسئله برای تعریف پژوهشهای کابردی یاد کرد. وی تایید کرد که بر اساس مصاحبههای متعددی که با مسئولان مربوطه در کشور داشته تعداد مهاجرنی که در دو جریان فوق الذکر با ایران ارتباط مستقیم دارند رقمی میان ۶ تا ۸ میلیون نفر است. از این رقم تقریبی حدود ۴ تا ۶ میلیون نفر ایرانیانی هستند که در کشورهای دیگر ساکن هستند و چیزی حدود ۲ تا سه میلیون نفر هم غیر ایرانیانی هستند که در کشور سکونت دارند. این رقم مهاجرین غیرقانونی را هم در بر میگیرد که غالبا از کشورهای جنگ زده همسایه به ایران پناه آوردهاند.
وی توزیع جغرافیایی ایرانیان در جهان را به سه لایه اصلی تقسیم کرد که لایه نخست کشورهای پیرامون وطن عزیزمان را در بر میگیرند و عمده تمرکز هم در دو کشور امارات و ترکیه است. لایه دوم را از غرب به اروپا و از شرق تا ژاپن و کشورهای جنوب شرق آسیا معرفی کرد که البته از نظر جمعیت ایرانیان مقیم نسبت به دو لایه دیگر پایین تر است. و اما لایه سوم که آمریکای شمالی و استرالیا را در بر میگیرد بیشترین پارههای جمعیتی ایرانیان غیرمقیم را در خود جای داده است.
این پژوهشگر حوزه مهاجرتهای بین المللی بر این نکته تأکید کرد که تا قبل از سالهای اخیر مهاجرین ایرانی اغلب به کشورهای توسعه یافته و یا کشورهایی که قطب تجاری و با درآمد بالا هستند (مثلاً حوزه خلیج فارس و ترکیه) رفت و آمد داشتهاند و الگوی غالب این بوده که هموطنانمان به کشورهایی با استانداردهای پایین مهاجرت نمیکنند هرچند این الگو در سالهای اخیر دستخوش تغییر شده و کشورهایی مثل گرجستان و ارمنستان نیز در مهاجرت ایرانیان ضریب پیدا کرده است.
بهمنی به سه رویکرد در تحلیل مهاجرت پرداخت: رویکرد بدبینانه (آسیبشناسانه)، رویکرد خوش خیالانه (واقعگراییِ تخیلی)، و رویکرد راهبردی که اولا با نگاهی نظاممند، مهاجرتهای بین المللی را به عنوان یک واقعیت میپذیرد و ثانیا تلاش میکند از منظر تحلیل علمی نقاط قوت-ضعف و فرصت-تهدید از آن به عنوان ابزاری برای حل مسائل خود سود ببرد.
وی در بخش دوم از ارائه خود، روندها و گفتمانهای مرتبط با مهاجرتهای بینالمللی را مورد اشاره قرار داده و به فرایند مهاجرت و معانی و اهداف رفتنها یا آمدنها و آنگاه پیامدهای هریک اشاره نمود.
بهمنی در این بخش با تأکید بر انواع مهاجرت اختیاری/اجباری، دائم/موقت، قانونی/غیرقانونی، گونههای مهاجرت سیاسی امنیتی، فرهنگی اجتماعی، علم و فناوری، و اقتصادی را از جمله روندهای (trend) بنیادین مهاجرت در شکلدهی تمدنها معرفی کرد.
از منظر وی، روند اقتصادی را میتوان با شاخصهای «ارسال پول»، «اعزام/دریافت نیروی کار»، «تشویق و تسهیل سرمایهگذاری مستقیم خارجی» FDI ارزیابی کرد و آنگاه نمودار سرمایهگذاری مستقیم خارجی در ایران از ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۸ و سیر تطورات آن را در دورههای مختلف دولتهای گذشته ترسیم نمود.
این کارشناس اضافه کرد: روند علم و فناوری را میتوان با شاخصهای «تسهیل رفت و آمد محققان و دانشجویان»، «تخصیص گرنتهای هدفمند برای جذب اساتید»، «حمایت از فعالیتهای بینالمللی مراکز تولیدی و استارتآپها» و «دیپلماسی علم و فناوری» ارزیابی کرده و آنگاه تحولات و تطورات مربوط به آن را در سالهای گذشته نشان داد؛ روند فرهنگی و اجتماعی را میتوان با شاخصهای «سبک زندگی»، «شبکهسازی و جهتدهی به تعاملات بینالمللی» و «ادراکات عمومی در زمینه مهاجرت» معلوم کرده و سیر تغییرات آن را به تصویر کشید.
بهمنی در پایان سخنانش تصریح کرد: در نهایت روند سیاسی و امنیتی را هم میتوان با شاخصهای «سختگیری در رفت و آمدهای بینالمللی»، «سطح همکاریهای دولتی با مهاجران در زمینههای مکمل دستگاه دیپلماسی»، «الگوهای نقش آفرینی مهاجران در خلق منازعه و یا تقویت صلح»، و «سطح و نوع مشارکت سیاسی مهاجران در کشورهای میزبان و وطن» تعریف کرده و تجربه و گذشتۀ خود را در ایران و در جهان اسلام بررسی و تحلیل کرد.
نظر شما